هوش مصنوعی:
این متن یک هجویه تند و تیز است که به انتقاد از افراد و گروههای خاص میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زشت و زننده، به توصیف شخصیتهای مورد نظر خود پرداخته و آنها را به خیانت، فساد و بیکفایتی متهم میکند. همچنین، از مشروطه و آزادی به صورت طعنهآمیز یاد شده و به برخی از شخصیتهای سیاسی آن دوران حمله شده است.
رده سنی:
18+
متن دارای زبان تند، الفاظ زننده و محتوای سیاسی حساس است که برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نیست.
شمارهٔ ۷ - در هجو روزنامهٔ اصفهان و نامهٔ ناهید
گو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت
که کیی تو که به رخ بستهای از حیله نقاب ۱
غیرت از جنس تو برخیزد اگر برخیزد
سنبل از شوره، می از سرکه و ماهی ز سراب ۲
تیر در چشم تو چونان که به چشم تو مژه
تیز بر ریش تو چونان که به ریش تو گلاب ۳
پنجهات باد قلم تا که به دست تو قلم
در پیت باد بلا تا که به پیش تو کتاب ۴
کشور از جنس کثیف تو چو جنس تو کثیف
وطن از فکر خراب تو چو فکر تو خراب ۵
خبث، پنهان به ضمیر تو چو آتش به حجر
فحش، پیدا ز کلام تو چو باران ز سحاب ۶
تو و ناهید پدر سوخته چون عود و سلیم
نر و ماده بهم افتاده چو در کوی کلاب ۷
نامهٔ تو ببرت چون ببر مرده کفن
خامهٔ او به کفش چون به کف قحبه خضاب ۸
تو هجا گویی و ناهید ز تو نقل کند
نیک بنگر به چه ماند عمل آن دو جناب ۹
چون یکی خر که بره پشگلکی اندازد
پس جعل نقل کند پشگل او را به شتاب ۱۰
تو چو بوجهلی وناهید چو حمال حطب
ای سر و گردنتان درخور شمشیر و طناب ۱۱
ای سیه نامهٔ ناهید و طرفدار ...
آلت آلت بدخواه وطن در هر باب ۱۲
ورق سرخ و سیاه تو بود کهنهٔ حیض
یا رخ فاحشه ی پیرکه مالد سرخاب ۱۳
شغل کناسی و قصابی با هم نسزد
ای اجانب راکناس و وطن را قصاب ۱۴
زر ز «هاوارد» بگیری و دهی فحش بهخلق
زبر آوار بمانی تو و یا لیت تراب ۱۵
ز انگلستان مستان پول و ضیا را مستای
گول «نرمان» مخور و سوی خیانت مشتاب ۱۶
زان که او خاک وطن را به اجانب دادست
بگرفته زر و امروز بترسد ز حساب ۱۷
بهر مشروطه یکی ... تراشیده ز سنگ
مالشش داده و شق کرده به دست اصحاب ۱۸
باش تا روز به شب نامده آن...
تا حجامتگه تو بر درد از یک شپشاب ۱۹
قدر مشروطه ندانستی و غافل که خدای
کافر نعمت را وعده نمودست عذاب ۲۰
برشکن شاخهٔ آزادی و چون گاو بخور
برفکن ریشهٔ مشروطه و چون خرس به خواب ۲۱
میشود زور ز شومی ضیا روز تو شب
میشود زود ز بیداد رضا قلب تو آب ۲۲
که کیی تو که به رخ بستهای از حیله نقاب ۱
غیرت از جنس تو برخیزد اگر برخیزد
سنبل از شوره، می از سرکه و ماهی ز سراب ۲
تیر در چشم تو چونان که به چشم تو مژه
تیز بر ریش تو چونان که به ریش تو گلاب ۳
پنجهات باد قلم تا که به دست تو قلم
در پیت باد بلا تا که به پیش تو کتاب ۴
کشور از جنس کثیف تو چو جنس تو کثیف
وطن از فکر خراب تو چو فکر تو خراب ۵
خبث، پنهان به ضمیر تو چو آتش به حجر
فحش، پیدا ز کلام تو چو باران ز سحاب ۶
تو و ناهید پدر سوخته چون عود و سلیم
نر و ماده بهم افتاده چو در کوی کلاب ۷
نامهٔ تو ببرت چون ببر مرده کفن
خامهٔ او به کفش چون به کف قحبه خضاب ۸
تو هجا گویی و ناهید ز تو نقل کند
نیک بنگر به چه ماند عمل آن دو جناب ۹
چون یکی خر که بره پشگلکی اندازد
پس جعل نقل کند پشگل او را به شتاب ۱۰
تو چو بوجهلی وناهید چو حمال حطب
ای سر و گردنتان درخور شمشیر و طناب ۱۱
ای سیه نامهٔ ناهید و طرفدار ...
آلت آلت بدخواه وطن در هر باب ۱۲
ورق سرخ و سیاه تو بود کهنهٔ حیض
یا رخ فاحشه ی پیرکه مالد سرخاب ۱۳
شغل کناسی و قصابی با هم نسزد
ای اجانب راکناس و وطن را قصاب ۱۴
زر ز «هاوارد» بگیری و دهی فحش بهخلق
زبر آوار بمانی تو و یا لیت تراب ۱۵
ز انگلستان مستان پول و ضیا را مستای
گول «نرمان» مخور و سوی خیانت مشتاب ۱۶
زان که او خاک وطن را به اجانب دادست
بگرفته زر و امروز بترسد ز حساب ۱۷
بهر مشروطه یکی ... تراشیده ز سنگ
مالشش داده و شق کرده به دست اصحاب ۱۸
باش تا روز به شب نامده آن...
تا حجامتگه تو بر درد از یک شپشاب ۱۹
قدر مشروطه ندانستی و غافل که خدای
کافر نعمت را وعده نمودست عذاب ۲۰
برشکن شاخهٔ آزادی و چون گاو بخور
برفکن ریشهٔ مشروطه و چون خرس به خواب ۲۱
میشود زور ز شومی ضیا روز تو شب
میشود زود ز بیداد رضا قلب تو آب ۲۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۲۲
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادب
گوهر بعدی:شماره ۸ - اگر مدار بهم نیست کار آتش و آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.