هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق می‌پردازد. او از دوری و ناتوانی در دیدار معشوق رنج می‌برد، اما همچنان امیدوار است که روزی او را در آغوش بگیرد. شاعر از لطافت و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی در مستی نیز به یاد اوست. او از اسارت در عشق معشوق سخن می‌گوید و اینکه حاضر است همه چیز را برای او فدا کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مستی و اسارت در عشق نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

غزل ۲۴ - سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم ترا

سخت می خواهم که در آغوش تنگ آرم ترا
هر قدر افشرده ای دل را، بیفشارم ترا ۱

عمرها شد تا کمند آه را چین می کنم
بر امید آن که روزی در کمند آرم ترا ۲

از لطافت گر چه ممکن نیست دیدن روی تو
رو به هر جانب که آرم در نظر دارم ترا ۳

در سر مستی گر از زانوی من بالین کنی
بوسه در لعل شراب آلود نگذارم ترا ۴

می شود نیلوفری از برگ گل اندام تو
من به جرأت در بغل چون تنگ افشارم ترا؟ ۵

از نگاه خشک، منع چشم من انصاف نیست
دست گل چیدن ندارم، خار دیوارم ترا ۶

ناشنیدن می شود مهر دهانم بی سخن
گر غباری هست بر خاطر ز گفتارم ترا ۷

از رهایی هر زمان بودم اسیر عالمی
فارغم از هر دو عالم تا گرفتارم ترا ۸

ای که می پرسی چه پیش آمد که پیدا نیستی
خویشتن را کرده ام گم تا طلبکارم ترا ۹

از من ای آرام جان، احوال صائب را مپرس
خاطر آسوده ای داری، چه آزارم ترا؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۸۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳ - نیست چون بال و پری تا گرد سر گردم ترا
گوهر بعدی:غزل ۲۵ - نیست سنگ کم اگر در پله میزان ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.