هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و جستجوی معشوق سخن میگوید. او از تلاشهای خود برای یافتن معشوق و احساسات عمیقش نسبت به او میگوید. در نهایت، شاعر به کمک شمس تبریزی، معشوق را مییابد و از این یافتن شادمان میشود.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۶۰۰ - گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری
گفتم که بِجَست آن مَهْ از خانه چو عَیّاری
تَشْنیع زَنان بودم بر عَهدِ وَفاداری ۱
غَمّازِ غَمَت گفتا در خانه بِجویْ آخِر
آن طُرّه که دل دُزدَد، مانندهٔ طَرّاری ۲
در سوختهٔ جانْ زَن، از آهن و از سَنگَش
در پیهِ دو دیدهیْ خود، بر آب بِزَن ناری ۳
بِفْروز چُنین شمعی، در خانه هَمیگَردان
باشد که نَهان باشد او از پَسِ دیواری ۴
اَنْدَر پَسِ دیواری، در سایهٔ خورشیدش
در نیم شبِ هِجْران بُگْشود مرا کاری ۵
در خانه هَمیگشتم، در دستْ چُنین شمعی
تا تیره شُد این شَمعَم از تابِشِ اَنْواری ۶
گفتم که دَرین زندان، چون یافتَمَت ای جان؟
در بینَمَکی چون رَه بُردم به نَمَکساری؟ ۷
ای شوخِ گُریزنده، وِیْ شاهِ سِتیزنده
وِیْ از تو جهان زنده، چون یافتَمَت باری؟ ۸
در حالْ نَهانی شُد، پنهان چو مَعانی شُد
چون گوهرِ کانی شُد، غَیرت شُده سَتّاری ۹
من دست زَنان بر سَر، چون حَلقه شُده بر دَر
وین طَعْنه زنان بر من، هم یافته بازاری ۱۰
از پَرتوِ مَخْدومی، شَمسُ الْحَقِ تبریزی
چون مَهْ که زِ خورشیدش شُد تیره خَجِل واری ۱۱
تَشْنیع زَنان بودم بر عَهدِ وَفاداری ۱
غَمّازِ غَمَت گفتا در خانه بِجویْ آخِر
آن طُرّه که دل دُزدَد، مانندهٔ طَرّاری ۲
در سوختهٔ جانْ زَن، از آهن و از سَنگَش
در پیهِ دو دیدهیْ خود، بر آب بِزَن ناری ۳
بِفْروز چُنین شمعی، در خانه هَمیگَردان
باشد که نَهان باشد او از پَسِ دیواری ۴
اَنْدَر پَسِ دیواری، در سایهٔ خورشیدش
در نیم شبِ هِجْران بُگْشود مرا کاری ۵
در خانه هَمیگشتم، در دستْ چُنین شمعی
تا تیره شُد این شَمعَم از تابِشِ اَنْواری ۶
گفتم که دَرین زندان، چون یافتَمَت ای جان؟
در بینَمَکی چون رَه بُردم به نَمَکساری؟ ۷
ای شوخِ گُریزنده، وِیْ شاهِ سِتیزنده
وِیْ از تو جهان زنده، چون یافتَمَت باری؟ ۸
در حالْ نَهانی شُد، پنهان چو مَعانی شُد
چون گوهرِ کانی شُد، غَیرت شُده سَتّاری ۹
من دست زَنان بر سَر، چون حَلقه شُده بر دَر
وین طَعْنه زنان بر من، هم یافته بازاری ۱۰
از پَرتوِ مَخْدومی، شَمسُ الْحَقِ تبریزی
چون مَهْ که زِ خورشیدش شُد تیره خَجِل واری ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۹۹ - ای بر سر بازارت، صد خرقه به زناری
گوهر بعدی:غزل ۲۶۰۱ - ای بر سر هر سنگی، از لعل لبت نوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.