هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند فقر، رنج، صبر و انتظار برای بهبودی می‌پردازد. شاعر از دردهای درویشان، سنگدلی آسمان، و انتظار برای روزگار بهتر سخن می‌گوید. همچنین، به مفاهیمی مانند خودشناسی و پذیرش رنجهای زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اجتماعی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی داشته باشد.

غزل ۸۱ - از صفای دل نباشد حاصلی درویش را

از صفای دل نباشد حاصلی درویش را
نان به خون تر می شود صبح صداقت کیش را ۱

نیست غیر از بستن چشم و لب و گوش و دهان
رخنه ای گر هست این زندان پر تشویش را ۲

شرکت روزی خسیسان را به فریاد آورد
بر سر نان پاره سگ دشمن بود درویش را ۳

مردم کوته نظر در انتظار محشرند
نقد باشد محنت فردا مآل اندیش را ۴

آسمان سنگدل از خاک راهش برنداشت
بر زمین چندان که زد خورشید تابان خویش را ۵

در خور پروانه ام بزم جهان شمعی نداشت
سوختم از گرمی پرواز، بال خویش را ۶

صبر کن بر تلخکامی ها که آخر روزگار
چشمه سار نوش سازد بوسه گاه نیش را ۷

از حباب خود هزاران چشم در هر جلوه ای
می کند ایجاد دریا تا ببیند خویش را ۸

گر به درد آمد دلت از ناله صائب، ببخش
ناله دردآلود می باشد درون ریش را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۰ - نوش این غمخانه در دنبال دارد نیش را
گوهر بعدی:غزل ۸۲ - صرف بیکاری مگردان روزگار خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.