این متن به موضوع حرص و طمع انسانها و تأثیر آن بر زندگی و آرامش آنها میپردازد. شاعر بیان میکند که حرص و طمع مانند دندانی است که غم و ناراحتی را افزایش میدهد و راه شکایت از روزی را میبندد. حتی در جوانی که افراد کمتر درگیر غم نان هستند، این حرص میتواند مشکلات را دوچندان کند. شاعر همچنین اشاره میکند که حرص باعث پریشانی خاطر میشود و مقایسهای بین حرص انسانها و حتی مورچگان تحت سلطه سلیمان انجام میدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۱۰۱ - ریخت چون دندان، شود افزون غم نان خلق را
سد راه شکوه روزی است دندان خلق را ۱
در جوانی گر چه فارغ از غم نان نیستند
گردد از قد دوتا این غم دو چندان خلق را ۲
آنچنان کز آب تلخ افزون شود لب تشنگی
دستگاه حرص افزاید ز سامان خلق را ۳
می رسد در خانه در بسته روزی چون اجل
حرص دارد این چنین خاطر پریشان خلق را ۴
قسمت حق سد راه شکوه مردم نشد
چون کند راضی کسی از خود به احسان خلق را؟ ۵
می ربایند از دهان مور صائب دانه را
گر بود زیر نگین ملک سلیمان خلق را ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.