هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، درد دل، ناتوانی عقل در حل برخی مشکلات، و اهمیت جنون و احساس در درک برخی حقایق میپردازد. شاعر بیان میکند که گاهی اشک و گریه نمیتواند عقدههای دل را باز کند و عقل در حل برخی مسائل ناتوان است. همچنین، به لذت بردن از تفکر و شعلههای عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۰۴ - هر تنک ظرفی ننوشد خون گرم تاک را
هر تنک ظرفی ننوشد خون گرم تاک را
جامی از فولاد باید آب آتشناک را ۱
عقده دل را به زور اشک نتوان باز کرد
گریه نتواند گره از دل گشودن تاک را ۲
عقل در اصلاح ما بیهوده می سازد دماغ
چون جنون دوری از سر می رود افلاک را؟ ۳
صائب از فکر گلوسوز تو لذت می برد
هر که می داند زبان شعله ادراک را ۴
جامی از فولاد باید آب آتشناک را ۱
عقده دل را به زور اشک نتوان باز کرد
گریه نتواند گره از دل گشودن تاک را ۲
عقل در اصلاح ما بیهوده می سازد دماغ
چون جنون دوری از سر می رود افلاک را؟ ۳
صائب از فکر گلوسوز تو لذت می برد
هر که می داند زبان شعله ادراک را ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۴۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۳ - نیست از زخم زبان غم عاشق بی باک را
گوهر بعدی:غزل ۱۰۵ - از بلندی مانع گردش شود افلاک را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.