خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر درباره آزادی، فقر، رنج‌های زندگی و ناامیدی است. شاعر از بندهای زندگی شکایت دارد و به دنبال معنایی عمیق‌تر در وجود خود می‌گردد. او از وابستگی به دنیا و محدودیت‌های آن ابراز نارضایتی می‌کند و آرزوی رهایی و آزادی دارد.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر، نیاز به درک و تجربه زندگی دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بیشتر دیده می‌شود. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج‌های زندگی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۳۷ - تا به کی بند گرانجانی به پا باشد مرا

تا به کی بند گرانجانی به پا باشد مرا
این زره تا چند در زیر قبا باشد مرا ۱

در جهان پاکبازی فقر هم دام بلاست
مهره در ششدر ز نقش بوریا باشد مرا ۲

فکر آب و دانه در کنج قفس بی حاصل است
زیر چرخ اندیشه روزی چرا باشد مرا ۳

تا ننوشانم، نگردد در مذاقم خوشگوار
در قدح چون خضر اگر آب بقا باشد مرا ۴

برنمی آیم به رنگی هر زمان چون نوبهار
سرو آزادم که دایم یک قبا باشد مرا ۵

نیست مرکز تابع پرگار در سرگشتگی
گر رود از جای گردون دل به جا باشد مرا ۶

سبزه تیغ ترا خون دو عالم شبنمی است
کیستم من کز تو چشم خونبها باشد مرا ۷

خصم عاجز را مروت نیست کردن پایمال
سبز سازم، خار اگر در زیر پا باشد مرا ۸

موج نتواند گرفتن دامن سیلاب را
مانع رفتار چون زنجیر پا باشد مرا؟ ۹

می کنم بر بستر گل خواب از بی حاصلی
بر سر بالین اگر برق فنا باشد مرا ۱۰

من که صائب از نسیم گل شوم بی دست و پا
طاقت نظاره گلشن کجا باشد مرا؟ ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۶ - سر به جیب خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۳۸ - نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.