هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تجربیات شخصی و روحی خود سخن می‌گوید، از جمله احساس تنهایی، ناامیدی، و جستجوی پناهگاه معنوی. او از فراموشی دنیا و روی آوردن به حق تعالی می‌گوید و از این که در میان خطرات زندگی، آرامش را در معنویت یافته است. همچنین، به ندامت از گذشته و جستجوی حقیقت اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ندامت، تنهایی، و جستجوی معنویت نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۳۶ - سر به جیب خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا

سر به جیب خویش دزدیدم، کلاهی شد مرا
جمع کردم پای در دامن، پناهی شد مرا ۱

در گذار سیل بودم، داشتم تا خانه ای
از گرانان ترک خان و مان پناهی شد مرا ۲

دستگاه عیش بر من خواب راحت تلخ داشت
چون سبو کوتاه دستی تکیه گاهی شد مرا ۳

غیر حق کردم فرامش هر چه در دل داشتم
طاق نسیان از دو عالم قبله گاهی شد مرا ۴

شور دریای جهان وقت مرا شوریده داشت
از خطر کام نهنگ آرامگاهی شد مرا ۵

بی ندامت برنیامد یک نفس از سینه ام
زندگی چون صبح، صرف مد آهی شد مرا ۶

هیچ کس را از عزیزان دل به حال من نسوخت
همچو یوسف پاکدامانی گناهی شد مرا ۷

تا به چشم نور وحدت سرمه بینش کشید
هر سر خاری به مقصد شاهراهی شد مرا ۸

تا گشودم دیده انصاف، هر داغ پلنگ
در نظر چشم غزال خوش نگاهی شد مرا ۹

تا نظر بر خامه نقاش افکندم ز نقش
هر کجی از راست بینی کج کلاهی شد مرا ۱۰

خامشی از کرده های بد به فریادم رسید
بی زبانی ها زبان عذرخواهی شد مرا ۱۱

تا به خط عنبرین شد دیده من آشنا
زلف در مد نظر مار سیاهی شد مرا ۱۲

صائب از مکر جهان بی وفا غافل شدم
دامن رهزن ز غفلت خوابگاهی شد مرا ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۵ - عشق پنهان باعث روشن روانی شد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۳۷ - تا به کی بند گرانجانی به پا باشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.