هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از رنج‌ها و دغدغه‌های درونی خود سخن می‌گوید. او از هوس‌های دنیوی، ناامیدی، تنهایی و تلاش برای بقا در شرایط سخت می‌نالد. همچنین، به آزادی و رهایی از قیدوبندها اشاره می‌کند و از این که در دام هوس‌ها گرفتار شده است، اظهار ناراحتی می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۳۹ - چون ز دنیا نعمت الوان هوس باشد مرا؟

چون ز دنیا نعمت الوان هوس باشد مرا؟
خون دل چندان نمی یابم که بس باشد مرا ۱

مد آهم، سرکشی با خویشتن آورده ام
نیستم آتش که رعنایی ز خس باشد مرا ۲

از دل صد پاره، گر صد سال در این خاکدان
زنده مانم، پاره ای هر سال بس باشد مرا ۳

تا نیاساید نفس از رفتن و باز آمدن
رفتن و باز آمدن در هر نفس باشد مرا ۴

ترک افغان می کنم، تا چند در این کاروان
چون جرس فریاد بی فریادرس باشد مرا؟ ۵

گر چه عمری شد ز مردم خویش را دزدیده ام
در سر هر کوچه ای چندین عسس باشد مرا ۶

گر ز دل بیرون دهم خاری که دارم در جگر
آشیان آماده در کنج قفس باشد مرا ۷

زنده می دارم به هر نوعی که باشد خویش را
گر چو آتش از جهان یک مشت خس باشد مرا ۸

باد صائب دعوی آزادگی بر من حرام
گر به جز ترک هوس در دل هوس باشد مرا ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۳۸ - نیستم بلبل که بر گلشن نظر باشد مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۴۰ - بلبل خوش نغمه ام، با گل سخن باشد مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.