هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساس غربت، تنهایی و درد عشق سخن می‌گوید. او از روزگار و چرخش زمانه شکایت دارد و احساس می‌کند که همیشه در حال حرکت به سویی دیگر است. عشق و رنج‌های آن نیز بخش عمده‌ای از محتوای شعر را تشکیل می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و ممکن است برای آن‌ها سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و تنهایی نیاز به بلوغ فکری دارند.

غزل ۱۵۱ - می کشد خاطر به جا و منزل دیگر مرا

می کشد خاطر به جا و منزل دیگر مرا
چرخ گویا ساخت از آب و گل دیگر مرا ۱

عمر شد در گوشمالم صرف، گویا روزگار
می کند ساز از برای محفل دیگر مرا ۲

گر چه در ظاهر چو مجنون رو به حی آورده ام
نیست غیر از پرده دل محمل دیگر مرا ۳

سوخت تخم من ز برق عشق و دهقان هر نفس
می فشاند در زمین قابل دیگر مرا ۴

چون گهر چندان که اندازم درین دریا نظر
نیست جز گرد یتیمی ساحل دیگر مرا ۵

چشم من سیر از جهان و هر دم از بهر طمع
کاسه دریوزه سازد سایل دیگر مرا ۶

هر کجا چون سایه رو آرم ز آباد و خراب
نیست جز افتادگی سر منزل دیگر مرا ۷

گر چه دل خون شد ز درد عشق صائب کاشکی
در بساط سینه بودی صد دل دیگر مرا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۰ - شد یکی صد شورش عشق از نصیحتگر مرا
گوهر بعدی:غزل ۱۵۲ - داغ رسوایی خدادادست منصور مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.