هوش مصنوعی: این متن به مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی مانند رنج، آزادی، تحمل، و جستجوی معنا در زندگی می‌پردازد. شاعر از استعاره‌هایی مانند زندان، جراحت، و آب حیات برای بیان احساسات و تجربیات انسانی استفاده می‌کند. همچنین، متن به ناکامی‌ها و دشواری‌های زندگی اشاره دارد و بر اهمیت تحمل و صبر تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و تصاویر به‌کاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.

غزل ۲۰۴ - پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را

پوست زندان است بر تن زاهد افسرده را
حاجت زندان دیگر نیست خون مرده را ۱

بر جراحت بخیه نتواند ره خوناب بست
سود ندهد مهر خاموشی دل آزرده را ۲

خضر در سرچشمه تیغش نمازی می کند
عمر اگر باشد، دهان آب حیوان خورده را ۳

نقد جان را چون شرر بر آتشین رویی فشان
در گره تا کی توان چون غنچه بست این خرده را؟ ۴

آب را استادگی آیینه روشن کند
صاف می سازد تحمل، طبع بر هم خورده را ۵

می کند باد مخالف شور دریا را زیاد
کی نصیحت می دهد تسکین، دل آزرده را؟ ۶

هر چه رفت از کف، به دست آوردن او مشکل است
چون کند گردآوری گل، بوی غارت برده را؟ ۷

این جواب آن که وقتی حالتی فرموده است
از نصیحت می دهم تسکین، دل آزرده را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۰۳ - عمر در تلخی سرآید در شراب افتاده را
گوهر بعدی:غزل ۲۰۵ - می کنم از سینه بیرون این دل افسرده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.