هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، با زبانی نمادین و عرفانی، به مفاهیمی چون پشیمانی، عشق بیپایان، تسلیم در برابر تقدیر و غفلت از حق میپردازد. شاعر از فرسودگی جسم و روح، آرزوهای دور و دراز و ناامیدی از دنیای فانی سخن میگوید و در نهایت به خاکساری و عبودیت در برابر آفریدگار اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، درک برخی از استعارهها و نمادهای پیچیده نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۲۰۷ - می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
می شود دامن کفن این پای خواب آلوده را ۱
جز پشیمانی ندارد حاصلی طول امل
چند پیمایی مکرر این ره پیموده را؟ ۲
آن که دارد آرزوی راه بی پایان عشق
کاش می دید این دل و دست و قدم فرسوده را ۳
می کشد در حلقه فرمان به اندک فرصتی
گوشمال آسمان، گوش سخن نشنوده را ۴
از دل شب می کند در یوزه روز سیاه
دید تا ماه تمام آن روی مشک اندوده را ۵
دل چو غافل شد ز حق، فرمان پذیر تن شود
می برد هر جا که خواهد اسب، خواب آلوده را ۶
کی برابر می کنم صائب به ماه و آفتاب؟
چهره بر آستان خاکساری سوده را ۷
می شود دامن کفن این پای خواب آلوده را ۱
جز پشیمانی ندارد حاصلی طول امل
چند پیمایی مکرر این ره پیموده را؟ ۲
آن که دارد آرزوی راه بی پایان عشق
کاش می دید این دل و دست و قدم فرسوده را ۳
می کشد در حلقه فرمان به اندک فرصتی
گوشمال آسمان، گوش سخن نشنوده را ۴
از دل شب می کند در یوزه روز سیاه
دید تا ماه تمام آن روی مشک اندوده را ۵
دل چو غافل شد ز حق، فرمان پذیر تن شود
می برد هر جا که خواهد اسب، خواب آلوده را ۶
کی برابر می کنم صائب به ماه و آفتاب؟
چهره بر آستان خاکساری سوده را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۶ - دل سیه سازد در و دیوار، سودا کرده را
گوهر بعدی:غزل ۲۰۸ - کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.