هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، فقر، بلندپروازی، و ارزشهای انسانی میپردازد. شاعر از تشبیهات و استعارههای عمیق برای بیان احساسات و تفکرات خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهات ممکن است برای خوانندگان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۲۰۸ - کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
کرد بی تابی فزون زنگ دل غم دیده را
پایکوبی آب شد این سبزه خوابیده را ۱
می شود ظاهر عیار فقر بعد از سلطنت
توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را ۲
تن به هر تشریف ناقص کی دهد نفس شریف؟
کعبه هیهات است پوشد جامه پوشیده را ۳
همت عالی شود نازل ز پیوند خسیس
برگ کاهی مانع از پرواز گردد دیده را ۴
منع ما از سیر گلزار ای چمن پیرا مکن
ور نه برمی چیند آهی این بساط چیده را ۵
قدر یاقوت لب او را که می داند که چیست؟
جوهری قیمت نداند جوهر نادیده را ۶
گرمخونی می کند بیگانگان را آشنا
موج می شیرازه گردد صحبت پاشیده را ۷
صیقل دل های بی غم گر چه باشد ماه عید
تازه می سازد به ناخن داغ ماتم دیده را ۸
رتبه کامل عیاران بیش گردد از محک
نیست پروایی ز میزان مردم سنجیده را ۹
خود حسابان صائب از دیوان محشر فارغند
از حساب اندیشه ای نبود قیامت دیده را ۱۰
پایکوبی آب شد این سبزه خوابیده را ۱
می شود ظاهر عیار فقر بعد از سلطنت
توتیای چشم باشد خاک، طوفان دیده را ۲
تن به هر تشریف ناقص کی دهد نفس شریف؟
کعبه هیهات است پوشد جامه پوشیده را ۳
همت عالی شود نازل ز پیوند خسیس
برگ کاهی مانع از پرواز گردد دیده را ۴
منع ما از سیر گلزار ای چمن پیرا مکن
ور نه برمی چیند آهی این بساط چیده را ۵
قدر یاقوت لب او را که می داند که چیست؟
جوهری قیمت نداند جوهر نادیده را ۶
گرمخونی می کند بیگانگان را آشنا
موج می شیرازه گردد صحبت پاشیده را ۷
صیقل دل های بی غم گر چه باشد ماه عید
تازه می سازد به ناخن داغ ماتم دیده را ۸
رتبه کامل عیاران بیش گردد از محک
نیست پروایی ز میزان مردم سنجیده را ۹
خود حسابان صائب از دیوان محشر فارغند
از حساب اندیشه ای نبود قیامت دیده را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۷ - می کند پامال، تن آخر دل آسوده را
گوهر بعدی:غزل ۲۰۹ - از غبار خط فزون شد روشنایی دیده را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.