خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوع عشق، فداکاری، و رهایی از تعلقات دنیوی میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که میتواند انسان را از بندهای مادی رها سازد و به سوی کمال هدایت کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند بتخانه، کعبه، و مسجد دارد که نشاندهندهی جنبههای معنوی و عرفانی شعر است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و معنوی نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربههای انسانی دارند.
غزل ۲۲۲ - می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
می کند عشق گران تمکین، سبک جانانه را
شمع می گردد در اینجا گرد سر پروانه را ۱
کعبه را ده روز در سالی بود هنگامه گرم
موسم خاصی نباشد زایر بتخانه را ۲
عشق عالمسوز دل را از زمین گیری رهاند
سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را ۳
همچو مسجد چشم بر راه چراغ وقف نیست
باده روشن چراغان می کند میخانه را ۴
تشنه چشمان را نسازد سیر الوان نعم
نیست از کیفیت می نشأه ای پیمانه را ۵
از جگرداری گل بی خار گردد خارزار
از نیستان نیست پروا جرأت شیرانه را ۶
این زمان رطل گران من بود هر قطره می
می کشیدم من که چون مینا به سر میخانه را ۷
از جمال حور و غلمان چشم حق بین بسته اند
زال دنیا چون فریبد همت مردانه را؟ ۸
خون رحمت را نهال خشک می آرد به جوش
می کند تر دست، زلف یار آخر شانه را ۹
می زداید زنگ کلفت از دل عشاق، عشق
نیست غیر از داغ صائب روزن این غمخانه را ۱۰
شمع می گردد در اینجا گرد سر پروانه را ۱
کعبه را ده روز در سالی بود هنگامه گرم
موسم خاصی نباشد زایر بتخانه را ۲
عشق عالمسوز دل را از زمین گیری رهاند
سوختن شد باعث نشو و نما این دانه را ۳
همچو مسجد چشم بر راه چراغ وقف نیست
باده روشن چراغان می کند میخانه را ۴
تشنه چشمان را نسازد سیر الوان نعم
نیست از کیفیت می نشأه ای پیمانه را ۵
از جگرداری گل بی خار گردد خارزار
از نیستان نیست پروا جرأت شیرانه را ۶
این زمان رطل گران من بود هر قطره می
می کشیدم من که چون مینا به سر میخانه را ۷
از جمال حور و غلمان چشم حق بین بسته اند
زال دنیا چون فریبد همت مردانه را؟ ۸
خون رحمت را نهال خشک می آرد به جوش
می کند تر دست، زلف یار آخر شانه را ۹
می زداید زنگ کلفت از دل عشاق، عشق
نیست غیر از داغ صائب روزن این غمخانه را ۱۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۱ - نیست در طالع قدوم میهمان این خانه را
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳ - سنگ طفلان مومیایی شد دل دیوانه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.