هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از عناصر طبیعت مانند زلف سیاه، سنبلستان، آهوی مشکین و گلهای رنگین برای بیان احساسات عاشقانه و دردهای دل استفاده میکند. شاعر از عشق به عنوان تسکیندهنده دلهای خونین یاد میکند و به نومیدی اشاره دارد که نباید باعث از دست دادن امید شود. همچنین، متن به مفاهیمی مانند غفلت، دولت، و سبکباری نیز پرداخته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'دلهای خونین' و 'سیهروزی' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.
غزل ۳۲۴ - در آن زلف سیه دلهای خونین می شود پیدا
در آن زلف سیه دلهای خونین می شود پیدا
درین سنبلستان آهوی مشکین می شود پیدا ۱
به دامن می رسد چاک گریبان گلعذاران را
به هر محفل که آن دست نگارین می شود پیدا ۲
به هر صورت که باشد عشق دل را می دهد تسکین
که بهر کوهکن از سنگ شیرین می شود پیدا ۳
سیه روزی ندارد عشق او چون من که مجنون را
ز چشم شیر، شمع از بهر بالین می شود پیدا ۴
به نومیدی مده از دست خود دامان شب ها را
که از خاک سیه گلهای رنگین می شود پیدا ۵
گرانی های غفلت لازم افتاده است دولت را
که در جوش بهاران خواب سنگین می شود پیدا ۶
سبکروحانه سر کن گر سبکباری طمع داری
که در دل کوه غم از کوه تمکین می شود پیدا ۷
ز حرف عشق، صائب می روند افسردگان از جا
اگر در مرده ها جنبش ز تلقین می شود پیدا ۸
درین سنبلستان آهوی مشکین می شود پیدا ۱
به دامن می رسد چاک گریبان گلعذاران را
به هر محفل که آن دست نگارین می شود پیدا ۲
به هر صورت که باشد عشق دل را می دهد تسکین
که بهر کوهکن از سنگ شیرین می شود پیدا ۳
سیه روزی ندارد عشق او چون من که مجنون را
ز چشم شیر، شمع از بهر بالین می شود پیدا ۴
به نومیدی مده از دست خود دامان شب ها را
که از خاک سیه گلهای رنگین می شود پیدا ۵
گرانی های غفلت لازم افتاده است دولت را
که در جوش بهاران خواب سنگین می شود پیدا ۶
سبکروحانه سر کن گر سبکباری طمع داری
که در دل کوه غم از کوه تمکین می شود پیدا ۷
ز حرف عشق، صائب می روند افسردگان از جا
اگر در مرده ها جنبش ز تلقین می شود پیدا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۳ - ز زلف آه آخر روی جانان می شود پیدا
گوهر بعدی:غزل ۳۲۵ - هزاران همچو بلبل هر بهاری می شود پیدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.