هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و جستجوی او در جهان میپردازد. شاعر از عشق، رنجهای آن، و جستجوی بیپایانش برای یافتن معشوق سخن میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند صبر، امید، و رهایی از غمها دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی موجود در شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
غزل ۳۲۳ - ز زلف آه آخر روی جانان می شود پیدا
ز زلف آه آخر روی جانان می شود پیدا
درین ابر سیه آن برق جولان می شود پیدا ۱
محبت می کند ظاهر عیار طاقت دلها
که ظرف کشتی هر کس ز طوفان می شود پیدا ۲
چه رسوایی است با مستوری اسرار محبت را
که چندانی که می سازند پنهان، می شود پیدا ۳
نسیم آشنارویی که من سرگشته اویم
ندانم در کدامین باغ و بستان می شود پیدا ۴
کنم زیر و زبر صد دام را تا دانه ای یابم
چه جمعیت ازین رزق پریشان می شود پیدا؟ ۵
چسان از دیدن او چشم بردارم، که از رویش
به جای حلقه خط، چشم حیران می شود پیدا ۶
چو داری فرصتی، تسخیر دلها را غنیمت دان
که این نخجیر در صحرای امکان می شود پیدا ۷
ز دلهای ضعیفان استعانت جو چو درمانی
که شیر برق چنگال از نیستان می شود پیدا ۸
(نسیم از کار می ماند، صبا بر خاک می افتد
در آن گلشن که آن سرو خرامان می شود پیدا) ۹
(بپرداز از غبار معصیت آیینه جان را
که در آیینه جان روی جانان می شود پیدا) ۱۰
(برون می آورد با آن غرور از خیمه لیلی را
غباری گر ز دامان بیابان می شود پیدا) ۱۱
ز تلخی های غربت می شود شیرین سخن صائب
وگرنه بهر طوطی شکرستان می شود پیدا ۱۲
درین ابر سیه آن برق جولان می شود پیدا ۱
محبت می کند ظاهر عیار طاقت دلها
که ظرف کشتی هر کس ز طوفان می شود پیدا ۲
چه رسوایی است با مستوری اسرار محبت را
که چندانی که می سازند پنهان، می شود پیدا ۳
نسیم آشنارویی که من سرگشته اویم
ندانم در کدامین باغ و بستان می شود پیدا ۴
کنم زیر و زبر صد دام را تا دانه ای یابم
چه جمعیت ازین رزق پریشان می شود پیدا؟ ۵
چسان از دیدن او چشم بردارم، که از رویش
به جای حلقه خط، چشم حیران می شود پیدا ۶
چو داری فرصتی، تسخیر دلها را غنیمت دان
که این نخجیر در صحرای امکان می شود پیدا ۷
ز دلهای ضعیفان استعانت جو چو درمانی
که شیر برق چنگال از نیستان می شود پیدا ۸
(نسیم از کار می ماند، صبا بر خاک می افتد
در آن گلشن که آن سرو خرامان می شود پیدا) ۹
(بپرداز از غبار معصیت آیینه جان را
که در آیینه جان روی جانان می شود پیدا) ۱۰
(برون می آورد با آن غرور از خیمه لیلی را
غباری گر ز دامان بیابان می شود پیدا) ۱۱
ز تلخی های غربت می شود شیرین سخن صائب
وگرنه بهر طوطی شکرستان می شود پیدا ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۳۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۲ - که را می گشت در دل کز زمین انسان شود پیدا؟
گوهر بعدی:غزل ۳۲۴ - در آن زلف سیه دلهای خونین می شود پیدا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.