هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غزلی از صائب تبریزی است که در آن شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند زلف صیدبند، قد بلند، و لب شیرین، عشق و شیفتگی خود را بیان میکند. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، و جاودانگی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای شاعرانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۳۷۶ - به عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش را
به عزم صید چین سازد چو زلف صیدبندش را
رم آهو به استقبال می آید کمندش را ۱
که دارد شهسواری این چنین یاد از پری رویان؟
که از شادی نمی باشد نشان پاسمندش را ۲
شود هر حلقه ای انگشتر پای نگارینش
نبندد بر کمر آن شوخ اگر زلف بلندش را ۳
ز شیرینی به هم چسبد لب خمیازه پردازش
به خاطر بگذراند هر که لعل نوشخندش را ۴
نمی پیچید سر چون قمریان از طوق فرمانش
اگر صید حرم می دید زلف صید بندش را ۵
حیات جاودانی از خدا چون خضر می خواهم
که آرم در نظر با کام دل، قد بلندش را ۶
ز بی باکی به درد عاشق بی دل نپردازد
مگر خط مهربان سازد دل نادردمندش را ۷
به دیدن صید دلها می کند زلف رسای او
ز گیرایی نباشد احتیاج چین کمندش را ۸
که دارد صائب از خوبان چنین حسن گلوسوزی؟
که بلبل می کند از خرده گلها سپندش را ۹
رم آهو به استقبال می آید کمندش را ۱
که دارد شهسواری این چنین یاد از پری رویان؟
که از شادی نمی باشد نشان پاسمندش را ۲
شود هر حلقه ای انگشتر پای نگارینش
نبندد بر کمر آن شوخ اگر زلف بلندش را ۳
ز شیرینی به هم چسبد لب خمیازه پردازش
به خاطر بگذراند هر که لعل نوشخندش را ۴
نمی پیچید سر چون قمریان از طوق فرمانش
اگر صید حرم می دید زلف صید بندش را ۵
حیات جاودانی از خدا چون خضر می خواهم
که آرم در نظر با کام دل، قد بلندش را ۶
ز بی باکی به درد عاشق بی دل نپردازد
مگر خط مهربان سازد دل نادردمندش را ۷
به دیدن صید دلها می کند زلف رسای او
ز گیرایی نباشد احتیاج چین کمندش را ۸
که دارد صائب از خوبان چنین حسن گلوسوزی؟
که بلبل می کند از خرده گلها سپندش را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۵ - به ساغر احتیاجی نیست حسن نیم مستش را
گوهر بعدی:غزل ۳۷۷ - چمن پیرا اگر می دید روی چون بهارش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.