هوش مصنوعی: این متن شعری است که از استعاره‌های گل و خار برای بیان مفاهیم عشق، رنج، و زیبایی استفاده می‌کند. شاعر به رابطه‌ی پیچیده‌ی بین عاشق و معشوق، ناپایداری زیبایی، و رنج‌های عشق اشاره می‌کند. همچنین، از تصاویری مانند گلستان، خار، و بلبل برای انتقال احساسات عمیق بهره می‌برد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم مانند رنج عشق و ناپایداری زیبایی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و زندگی دارند.

غزل ۳۹۲ - درین گلشن نباشد نعل در آتش چسان گل را؟

درین گلشن نباشد نعل در آتش چسان گل را؟
که دارد یاد، هر خاری در او صد کاروان گل را ۱

چه پروا حسن مغرور از سرشک عاشقان دارد؟
ز شنبم بیش خواب ناز می گردد گران گل را ۲

ز جمعیت گسستم رشته امید، تا دیدم
که چون بندد کمر، بیرون برند از بوستان گل را ۳

میار از آستین زنهار بیرون دست گستاخی
که از هر خار، تیری هست در بحر کمان گل را ۴

لباس شرم، خوبان را ز رسوایی نگه دارد
که چون خندد، به بازار آورند از بوستان گل را ۵

نگردد حسن بی پروا، ز پاس خویشتن غافل
ز هر خاری است در زیر سپر تیغی نهان گل را ۶

دل نازک ندارد طاقت افسانه عاشق
فغان گرم بلبل می کند آتش عنان گل را ۷

ازان کنج قفس بر من گواراتر شد از گلشن
که نتوان دید با هر خار صائب همزبان گل را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۱ - به دنیا ساختم مشغول چشم روشن دل را
گوهر بعدی:غزل ۳۹۳ - ز ارباب تجرد نیست بر دل بار عالم را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.