هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر احساسات عمیق و پریشانی شاعر از وضعیت جهان و روابط انسانی است. شاعر از جدایی روح و جسم، آشفتگی دلها، و دشواریهای زندگی سخن میگوید. همچنین، به مفاهیمی مانند صداقت، رنجهای عاطفی، و تنهایی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند پریشانی و رنج نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.
غزل ۴۱۴ - نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
نباشد الفتی با جسم، جان سینه ریشان را
تپیدن مشق پروازست دلهای پریشان را ۱
چنان از دیدن وضع جهان آشفته گردیدم
که جمعیت شمارد دیده ام خواب پریشان را ۲
چراغ صبح صادق روشن از خورشید تابان شد
گل از چاک گریبان سر برآرد صدق کیشان را ۳
دل آزاری ندارد جز خجالت حاصل دیگر
نمک شد آب تا بر زخم آمد سینه ریشان را ۴
عجب دارم به هوش آیند حیران ماندگان تو
اگر محشر نمکدان بشکند در چشم، ایشان را ۵
خیال آشنا رویی که می گردد به گرد من
ز من بیگانه خواهد کرد صائب قوم و خویشان را ۶
تپیدن مشق پروازست دلهای پریشان را ۱
چنان از دیدن وضع جهان آشفته گردیدم
که جمعیت شمارد دیده ام خواب پریشان را ۲
چراغ صبح صادق روشن از خورشید تابان شد
گل از چاک گریبان سر برآرد صدق کیشان را ۳
دل آزاری ندارد جز خجالت حاصل دیگر
نمک شد آب تا بر زخم آمد سینه ریشان را ۴
عجب دارم به هوش آیند حیران ماندگان تو
اگر محشر نمکدان بشکند در چشم، ایشان را ۵
خیال آشنا رویی که می گردد به گرد من
ز من بیگانه خواهد کرد صائب قوم و خویشان را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱۳ - نسازد رویگردان کثرت لشکر دلیران را
گوهر بعدی:غزل ۴۱۵ - زبان لاف رسوا می کند ناقص کمالان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.