هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، صبر و استقامت، و وابستگیهای روحی و عاطفی میپردازد. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق، درد جدایی، و تلاش برای حفظ ارتباط عاطفی سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند ایثار، فداکاری، و پایداری در عشق نیز در این شعر مشهود است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی و عرفانی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۸۳ - خام ماندم ز می کهنه کشیدم تا دست
خام ماندم ز می کهنه کشیدم تا دست
نشود هیچ مرید از قدم پیر جدا! ۱
خاطر جمع مرا چند پریشان دارد؟
خواب آشفته جدا و غم تعبیر جدا ۲
همت آن است که موقوف نباشد به شعور
اوست حاتم که به طفلی نخورد شیر جدا ۳
سرما و خط تسلیم به هم پیوسته است
هدف ما نشود از قدم تیر جدا ۴
دل ما گرم طلب بود همان در دل خاک
این تب گرم نگردید ازین شیر جدا ۵
شوری از بخت نبردیم به تدبیر برون
ما که کردیم مکرر شکر از شیر جدا ۶
صائب آن روز که از قید جنون شد آزاد
شیونی خاست ز هر حلقه زنجیر جدا ۷
دل چسان گردد ازان زلف گرهگیر جدا؟
نشود جوهر از آیینه به شمشیر جدا ۸
نشود هیچ مرید از قدم پیر جدا! ۱
خاطر جمع مرا چند پریشان دارد؟
خواب آشفته جدا و غم تعبیر جدا ۲
همت آن است که موقوف نباشد به شعور
اوست حاتم که به طفلی نخورد شیر جدا ۳
سرما و خط تسلیم به هم پیوسته است
هدف ما نشود از قدم تیر جدا ۴
دل ما گرم طلب بود همان در دل خاک
این تب گرم نگردید ازین شیر جدا ۵
شوری از بخت نبردیم به تدبیر برون
ما که کردیم مکرر شکر از شیر جدا ۶
صائب آن روز که از قید جنون شد آزاد
شیونی خاست ز هر حلقه زنجیر جدا ۷
دل چسان گردد ازان زلف گرهگیر جدا؟
نشود جوهر از آیینه به شمشیر جدا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۲ - فتنه روز جزا خانه نشین است اینجا
گوهر بعدی:غزل ۴۸۴ - نیست در دیده ما منزلتی دنیا را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.