هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به توصیف عشق و شیفتگی خود به معشوق می‌پردازد. او از زیبایی‌های معشوق مانند موهای پریشان، لب‌های میگون و چشمان گویای او سخن می‌گوید و بیان می‌کند که حتی خورشید نیز نمی‌تواند با زیبایی معشوق رقابت کند. شاعر همچنین از بی‌تفاوتی معشوق شکایت کرده و آرزو می‌کند که ای کاش می‌توانست او را فراموش کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

غزل ۴۹۴ - طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟

طالعی کو، که کشم مست در آغوش ترا؟
بوسه تاراج کنم زان لب می نوش ترا ۱

از پر و بال پریزاد خوش آینده ترست
جلوه زلف پریشان به بر و دوش ترا ۲

لب میگون نتوانست ترا کردن مست
نیست ممکن می لعلی برد از هوش ترا ۳

خواهد از چشمه خورشید برآوردن گرد
گر چنین خط دمد از صبح بناگوش ترا ۴

نیست لازم لب نازک به سخن رنجه کنی
چشم گویاست زبان لب خاموش ترا ۵

نه چنان فصل بهار تو بود بر سر جوش
که دم سرد خزان افکند از جوش ترا ۶

بود ممکن که تو بی رحم ز من یاد کنی
می توانستم اگر کرد فراموش ترا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۳ - کیست گردن ننهد دام جهانگیر ترا؟
گوهر بعدی:غزل ۴۹۵ - نه به چشم و دل تنها نگرانیم ترا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.