هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر احساسات شاعر درباره زندگی، عشق، و رنجهای انسانی است. شاعر از مفاهیمی مانند حیات، حسرت، مستی، و ویرانی سخن میگوید و از دنیای مادی فاصله میگیرد. او با استفاده از استعارههای زیبا مانند 'آب حیوان زند'، 'خضر'، و 'گل ابری'، احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسال دشوار است. همچنین، برخی از استعارهها و واژگان به کار رفته نیاز به دانش ادبی نسبتاً بالایی دارند.
غزل ۵۶۵ - آب حیوان زند آب در میخانه ما
آب حیوان زند آب در میخانه ما
می گزد خضر لب از حسرت پیمانه ما ۱
از سر شیشه اگر پنبه بگیرد ساقی
گل ابری شود از گریه مستانه ما ۲
در دل ما نبود منزلتی دنیا را
گنج افتاده ز طاق دل ویرانه ما ۳
دانه سوخته خال، پر و بال رساند
بر لب کشت همان خال بود دانه ما ۴
چند از دور کسی دست بر آتش دارد؟
رشته فرسود ادب شد پر پروانه ما ۵
صائب از بس که پریشانی خاطر جمع است
جغد وحشت کند از سایه ویرانه ما ۶
می گزد خضر لب از حسرت پیمانه ما ۱
از سر شیشه اگر پنبه بگیرد ساقی
گل ابری شود از گریه مستانه ما ۲
در دل ما نبود منزلتی دنیا را
گنج افتاده ز طاق دل ویرانه ما ۳
دانه سوخته خال، پر و بال رساند
بر لب کشت همان خال بود دانه ما ۴
چند از دور کسی دست بر آتش دارد؟
رشته فرسود ادب شد پر پروانه ما ۵
صائب از بس که پریشانی خاطر جمع است
جغد وحشت کند از سایه ویرانه ما ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۴ - هست چون تاک پر از باده رگ و ریشه ما
گوهر بعدی:غزل ۵۶۶ - سیل را گنج شمارد دل ویرانه ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.