هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر ناامیدی و سختی‌های راه عشق و زندگی است. شاعر از دردها و رنج‌های بی‌پایان، بی‌ثمری تلاش‌ها، و ناپایداری دنیا سخن می‌گوید. او به اهمیت صبر و رضایت به قضای الهی اشاره می‌کند و از بی‌فایده بودن اضطراب و بی‌تابی می‌گوید. در نهایت، شعر به مرگ و نابودی همه چیز اشاره دارد و این که همه به سوی نیستی می‌روند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، مفاهیمی مانند مرگ، ناامیدی، و رنج ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین باشد.

غزل ۵۷۳ - دل نگردید شب وصل تهی از گله ها

دل نگردید شب وصل تهی از گله ها
طی شد این وادی و هموار نشد آبله ها ۱

اثر از گرمروان نیست، همانا گردید
در دل سنگ نهان آتش این قافله ها ۲

شور من بیش شد از چوب گل و سایه بید
گشت شیرازه دیوانگی این سلسله ها ۳

گفتم از آبله، چشمی بگشاید پایم
پرده خواب شد از غفلت من آبله ها ۴

ندهد سود به بی تابی دل صبر و شکیب
کی ز افشردن پا، کم شود این زلزله ها؟ ۵

در رضاجویی حق کوش، نه خشنودی خلق
ترک واجب نتوان کرد به این نافله ها ۶

مرگ چون باد خزان، خلق ورق های درخت
هست چون دوری اوراق ز هم فاصله ها ۷

منزلی نیست درین ره، نفس سوخته است
هر سیاهی که به چشم آید ازین مرحله ها ۸

صائب از فرد روان باش که چون موج سراب
رو به دریای عدم می رود این قافله ها ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۲ - علم نصرت ما آه سحرگاهی ما
گوهر بعدی:غزل ۵۷۴ - کمال حسن کجا، دیده پر آب کجا؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.