خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از نصرت فتحعلی‌خان بیانگر احساسات عمیق و فلسفی شاعر درباره زندگی، رنج‌ها، ناامیدی‌ها و جستجوی آگاهی است. او از مفاهیمی مانند مهر خاموشی، خط پاک، حوادث زندگی، رفاقت نادرست، گمراهی و غفلت سخن می‌گوید. شعر پر از استعاره‌های زیبا و عمیق است که نشان‌دهنده دردهای درونی و تلاش برای یافتن حقیقت است.

مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مضامین مانند رنج، گمراهی و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد تا به درستی درک شود.

مشاهده کامل

غزل ۵۷۲ - علم نصرت ما آه سحرگاهی ما

علم نصرت ما آه سحرگاهی ما
مهر خاموشی ما چتر شهنشاهی ما ۱

ما ز بی برگ و نوایی خط پاکی داریم
چه کند باد خزانی به رخ کاهی ما؟ ۲

چرخ چندان که زند نقش حوادث بر آب
می شود جوهر آیینه آگاهی ما ۳

چه توقع ز رفیقان دگر باید داشت؟
سایه جایی که کشد پای ز همراهی ما ۴

رفته بودیم که از وادی دل دور شویم
نفس سوخته شد سرمه آگاهی ما ۵

هر سر خار درین دشت چراغی گردید
پای برجاست همان ظلمت گمراهی ما ۶

رفت عمر و قدم از خود ننهادیم برون
داد از غفلت ما، آه ز کوتاهی ما ۷

همچنان خار به دل از رگ خامی داریم
فلس اگر داغ شود بر بدن ماهی ما ۸

نیست در دامن این دشت، شکاری صائب
که علم چرب کند آه سحرگاهی ما ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۷۱ - از بساط فلک آن سوی بود بازی ما
گوهر بعدی:غزل ۵۷۳ - دل نگردید شب وصل تهی از گله ها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.