هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، سرشار از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق است که به موضوعاتی مانند عشق، رنج، شهادت، وطن‌پرستی و تقدیر می‌پردازد. شاعر از عناصر طبیعی مانند مرجان، سیب، و رود نیل برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و شهادت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۶۳۴ - لبت به خون جگر شسته روی مرجان را

لبت به خون جگر شسته روی مرجان را
خط تو ساخته خس پوش، آب حیوان را ۱

لب عقیق به دندان گرفته است سهیل
ز دور دیده مگر سیب آن زنخدان را؟ ۲

به آستین، سر اشکم فرو نمی آید
کفن ز اطلس خون بس بود شهیدان را ۳

بشوی نقش وطن را به رود نیل از دل
که نیست آب مروت به چشم، اخوان را ۴

جنون عشق ز فولاد پنجه دارد و من
به تار اشک رفو می کنم گریبان را ۵

هر آنچه داده قسمت بود روان پیش آر
گران مکن به دل خود قدوم مهمان را ۶

صفیر خامه صائب بلند چون گردید
نشست شعله آواز، عندلیبان را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۳۳ - بهار شد که ببندند در گلستان را
گوهر بعدی:غزل ۶۳۵ - ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.