هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج عاشقانه و ناپایداری دنیا است. شاعر از داغ عشق، ناپایداری زیباییها، و رنجهای عاطفی سخن میگوید. همچنین، اشارهای به بیوفایی زمانه و از دست رفتن ارزشها دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد عشق و ناپایداری دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۶۴۵ - ز داغ نیست محابا به درد ساخته را
ز داغ نیست محابا به درد ساخته را
که آتش است گلستان، زر گداخته را ۱
چنان به عهد تو آیین سرکشی شد عام
که در بغل ندهد سرو جای، فاخته را ۲
چو گل ز چهره رنگین به خار غوطه زدیم
شناختیم کنون قدر رنگ باخته را ۳
ز شرم خنجر مژگان بر کشیده او
به خاک کرد نهان مهر، تیغ آخته را ۴
به یک دو هفته مه چارده هلالی شد
دوام نیست ازین بیش حسن ساخته را ۵
شکسته حالی ما شد حصار ما صائب
که از خزان نبود بیم، رنگ باخته را ۶
که آتش است گلستان، زر گداخته را ۱
چنان به عهد تو آیین سرکشی شد عام
که در بغل ندهد سرو جای، فاخته را ۲
چو گل ز چهره رنگین به خار غوطه زدیم
شناختیم کنون قدر رنگ باخته را ۳
ز شرم خنجر مژگان بر کشیده او
به خاک کرد نهان مهر، تیغ آخته را ۴
به یک دو هفته مه چارده هلالی شد
دوام نیست ازین بیش حسن ساخته را ۵
شکسته حالی ما شد حصار ما صائب
که از خزان نبود بیم، رنگ باخته را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۴۴ - بس است تیغ تغافل من بلاجو را
گوهر بعدی:غزل ۶۴۶ - ز حرف سرد چه پروا روان سوخته را؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.