هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از دردها و رنجهای درونی خود سخن میگوید. او از تنگی دل، گرفتگی زبان، و احساس اسارت در دام و قفس زندگی مینالد. همچنین، از اشتیاق شدید، رنجهای عاطفی، و حوادث سخت زندگی یاد میکند. در نهایت، به دنبال آرامش و عزلت میگردد و تنها همزبان خود را قلمش میداند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اسارت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۷۲۸ - از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا ۱
دام و قفس مگر ز دل من برآورد
خاری که می خلد به دل از آشیان مرا ۲
تا هست آب تلخ درین بحر، چون صدف
در پیش ابر باز نگردد دهان مرا ۳
از راست خانگی ز شکاری که افکنم
خمیازه ای ز دور بود چون کمان مرا ۴
چون تیر ز اشتیاق خدنگ تو زیر خاک
آورد پر برون قلم استخوان مرا ۵
رزقی که هست خون جگر خوردن است و بس
از سیر لاله زار چو آب روان مرا ۶
در رهگذار سیل حوادث ز کاهلی
در سنگ رفته پای ز خواب گران مرا ۷
سبزست ازان همیشه نهالم که همچو شمع
در دل هر آنچه هست بود بر زبان مرا ۸
چون غنچه از گرفتگی دل درین چمن
یارای حرف نیست به چندین زبان مرا ۹
گل هرزه خند و بلبل بی درد هرزه نال
چون دل شود شکفته درین گلستان مرا؟ ۱۰
صائب گرفته ام ز جهان کنج عزلتی
از خامه خودست همین همزبان مرا ۱۱
در کام همچو غنچه نگردد زبان مرا ۱
دام و قفس مگر ز دل من برآورد
خاری که می خلد به دل از آشیان مرا ۲
تا هست آب تلخ درین بحر، چون صدف
در پیش ابر باز نگردد دهان مرا ۳
از راست خانگی ز شکاری که افکنم
خمیازه ای ز دور بود چون کمان مرا ۴
چون تیر ز اشتیاق خدنگ تو زیر خاک
آورد پر برون قلم استخوان مرا ۵
رزقی که هست خون جگر خوردن است و بس
از سیر لاله زار چو آب روان مرا ۶
در رهگذار سیل حوادث ز کاهلی
در سنگ رفته پای ز خواب گران مرا ۷
سبزست ازان همیشه نهالم که همچو شمع
در دل هر آنچه هست بود بر زبان مرا ۸
چون غنچه از گرفتگی دل درین چمن
یارای حرف نیست به چندین زبان مرا ۹
گل هرزه خند و بلبل بی درد هرزه نال
چون دل شود شکفته درین گلستان مرا؟ ۱۰
صائب گرفته ام ز جهان کنج عزلتی
از خامه خودست همین همزبان مرا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۳۷۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۷ - از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
گوهر بعدی:غزل ۷۲۹ - افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.