هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاطفی خود میگوید. او احساس افسردگی و ناامیدی دارد و از سوختن در آتش عشق و جدایی سخن میگوید. همچنین، از بیحاصلی تلاشهایش و نرسیدن به آرزوهایش شکایت میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هیچ چیزی نمیتواند او را تسکین دهد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند افسردگی، ناامیدی و سوختن در عشق نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۷۲۹ - افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا
افسرده دل اگر چه ز واسوختن مرا
بتوان به روی گرم برافروختن مرا ۱
چون ماهی برشته، به آب حیات وصل
رغبت شود دو آتشه از سوختن مرا ۲
از بخیه ستاره شود بیش زخم صبح
بی حاصل است چاک جگر دوختن مرا ۳
زان خلوت وصال چه حاصل، که از حجاب
باید به پشت پای نظردوختن مرا ۴
بردم ز سعی راه به آن کعبه امید
شد شمع پیش پای، نفس سوختن مرا ۵
افغان که روی زرد خود از بیم چشم زخم
می باید از تپانچه برافروختن مرا ۶
تا دانه ای ز خرمن هستی بود به جا
حاشا که دل خنک شود از سوختن مرا ۷
در مهد چون مسیح زبانم گشاده بود
نتوان چو طوطیان سخن آموختن مرا ۸
چون ابر، مشت آبی اگر جمع می کنم
ریزش بود مراد ز اندوختن مرا ۹
حرصی که داشتم به شکار پری رخان
چون باز بیش شد ز نظردوختن مرا ۱۰
صائب ز بس فسرده ز وضع جهان شدم
نتوان به هیچ وجه برافروختن مرا ۱۱
بتوان به روی گرم برافروختن مرا ۱
چون ماهی برشته، به آب حیات وصل
رغبت شود دو آتشه از سوختن مرا ۲
از بخیه ستاره شود بیش زخم صبح
بی حاصل است چاک جگر دوختن مرا ۳
زان خلوت وصال چه حاصل، که از حجاب
باید به پشت پای نظردوختن مرا ۴
بردم ز سعی راه به آن کعبه امید
شد شمع پیش پای، نفس سوختن مرا ۵
افغان که روی زرد خود از بیم چشم زخم
می باید از تپانچه برافروختن مرا ۶
تا دانه ای ز خرمن هستی بود به جا
حاشا که دل خنک شود از سوختن مرا ۷
در مهد چون مسیح زبانم گشاده بود
نتوان چو طوطیان سخن آموختن مرا ۸
چون ابر، مشت آبی اگر جمع می کنم
ریزش بود مراد ز اندوختن مرا ۹
حرصی که داشتم به شکار پری رخان
چون باز بیش شد ز نظردوختن مرا ۱۰
صائب ز بس فسرده ز وضع جهان شدم
نتوان به هیچ وجه برافروختن مرا ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۸ - از بس گرفت تنگی دل در میان مرا
گوهر بعدی:غزل ۷۳۰ - گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.