هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و جدایی سخن میگوید و از درد فراق و نادیده گرفتن توسط معشوق شکایت میکند. او از خواری و تحقیر ناشی از عشق میگوید و آرزو میکند که از دنیا جدا شود تا بوی جدایی به او نرسد. شاعر همچنین از بیوفایی معشوق و جورهایی که بر دل او رفته است، گلایه میکند و در پایان، از شمسالدین تبریز به عنوان نماد عشق و معنویت یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد فراق و تحقیر ناشی از عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۲۶۷۱ - بر من نیستی، یارا کجایی؟
بَرِ من نیستی، یارا کجایی؟
به هر جایی که هستی جانْ فَزایی ۱
زِ خشمِ من به هر ناکَس بِسازی
به رَغْمِ من، به هر آتش دَرآیی ۲
چو بینی مَر مرا نادیده آری
چُنین باشد وَفا و آشنایی؟ ۳
عزیزی بودم خوارَم زِ عشقَت
دَرین خواری نِگَر کِبْرِ خدایی ۴
برایِ تو جُدا گَردم زِ عالَم
که تا نایَد مرا بویِ جُدایی ۵
سَبُک روحا گِران کردی تو رو را
که یعنی قَصد دارم بیوَفایی ۶
تو در دلْ جورها داری، هَمیکُن
که تا روزِ قیامَت جانِ مایی ۷
اَلا ای چَرخِ زاینده، چُنین ماه
نَزاییّ و نَزاییّ و نَزایی ۸
به کوهِ قاف، شَمسُ الدّینِ تبریز
هُماییّ و هُماییّ و هُمایی ۹
به هر جایی که هستی جانْ فَزایی ۱
زِ خشمِ من به هر ناکَس بِسازی
به رَغْمِ من، به هر آتش دَرآیی ۲
چو بینی مَر مرا نادیده آری
چُنین باشد وَفا و آشنایی؟ ۳
عزیزی بودم خوارَم زِ عشقَت
دَرین خواری نِگَر کِبْرِ خدایی ۴
برایِ تو جُدا گَردم زِ عالَم
که تا نایَد مرا بویِ جُدایی ۵
سَبُک روحا گِران کردی تو رو را
که یعنی قَصد دارم بیوَفایی ۶
تو در دلْ جورها داری، هَمیکُن
که تا روزِ قیامَت جانِ مایی ۷
اَلا ای چَرخِ زاینده، چُنین ماه
نَزاییّ و نَزاییّ و نَزایی ۸
به کوهِ قاف، شَمسُ الدّینِ تبریز
هُماییّ و هُماییّ و هُمایی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۷۰ - خوشی آخر؟ بگو ای یار چونی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۶۷۲ - دلا در روزه مهمان خدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.