خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، غزلی عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از زبان شمع، چشمه، و دیگر عناصر طبیعی برای بیان احساسات خود استفاده میکند و به مفاهیمی مانند فنا، عشق الهی، و ناپایداری دنیا اشاره دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و استعاری نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۷۸۶ - روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
روشن چسان شود به تو سوز نهان ما؟
چون شمع کشته است زبان در دهان ما ۱
در چشم ما ز گریه شادی نشان مجوی
این چشمه متاع ندارد دکان ما ۲
ما این چنین که بر سر شاخ بهانه ایم
بر هم زند نسیم گلی آشیان ما ۳
نی کوچه می دهد نفس ما چو بگذرد
غافل مشو ز ناله آتش زبان ما ۴
روشن شود فتیله مغز هما، اگر
غافل کند نمکچشی از استخوان ما ۵
گردش ز بس که فاخته پر در پر همند
خاکستری است جامه سرو روان ما ۶
چون شمع کشته است زبان در دهان ما ۱
در چشم ما ز گریه شادی نشان مجوی
این چشمه متاع ندارد دکان ما ۲
ما این چنین که بر سر شاخ بهانه ایم
بر هم زند نسیم گلی آشیان ما ۳
نی کوچه می دهد نفس ما چو بگذرد
غافل مشو ز ناله آتش زبان ما ۴
روشن شود فتیله مغز هما، اگر
غافل کند نمکچشی از استخوان ما ۵
گردش ز بس که فاخته پر در پر همند
خاکستری است جامه سرو روان ما ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۸۵ - لرزید بس که دل به تن ناتوان ما
گوهر بعدی:غزل ۷۸۷ - بر رو چو برگ گل ندویده است خون ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.