هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، تقدیر، رنج‌های عاطفی، و ناکامی‌های زندگی می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند طوفان، کشتی خطر، تلخی و شیرینی، دل‌سوزی عاشقان، و سنگدلی معشوق صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که برخی حقایق زندگی غیرقابل تغییرند و گاهی پذیرش سرنوشت ضروری است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج عشق و پذیرش تقدیر نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۸۰۴ - اندیشه ز طوفان نبود دیده تر را

اندیشه ز طوفان نبود دیده تر را
گیرد ز هوا کشتی من موج خطر را ۱

از صحبت ناجنس به کامل نرسد نقص
از تلخی بادام چه پرواست شکر را؟ ۲

فریاد که قسمت ز عقیق لب خوبان
جز خوردن دل نیست من تشنه جگر را ۳

راز دل سودازدگان حوصله سوزست
در سوخته پنهان نتوان کرد شرر را ۴

از اشک نگردد دل سنگین بتان نرم
با رشته محال است توان سفت گهر را ۵

جمعی که رسیدند به سر منزل تسلیم
در رهگذر سیل گشایند کمر را ۶

گردد هنر از صافدلی عیب نمایان
از تنگی چشم است چه اندیشه گهر را؟ ۷

از خط مکن اندیشه ز کوته نظری ها
کز هاله به پرگار شود حسن، قمر را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۰۳ - از خویش برآورد تمنای تو ما را
گوهر بعدی:غزل ۸۰۵ - از بدگهری می شکند گوهر رز را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.