هوش مصنوعی: این شعر عرفانی و غنایی، به موضوعاتی مانند عشق، جستجوی معنوی، و رهایی از تعلقات دنیوی می‌پردازد. شاعر از دل به عنوان مأوای حقیقی یاد می‌کند که از جهان مادی فراتر است و به عشق و معرفت اشاره دارد. همچنین، از ناامیدی‌ها و دردهای عشق سخن می‌گوید و بر اهمیت شناخت خود و ارزش‌های درونی تأکید می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا سنگین باشند.

غزل ۸۲۱ - کوشش نبرد راه به مأوای دل ما

کوشش نبرد راه به مأوای دل ما
کز هر دو جهان است برون، جای دل ما ۱

سیلاب مقید به خس و خار نگردد
دنیا نشود سلسله پای دل ما ۲

گر گوهر شهوار شود، سفته نگردد
رازی که زند غوطه به دریای دل ما ۳

ما قدر خود از بی بصری ها نشناسیم
ورنه شب قدرست سویدای دل ما ۴

زان حسن جهانگیر چه ادراک نماید؟
هر چند شود چشم، سراپای دل ما ۵

از سرمه شود روشن اگر دیده مردم
از داغ بود دیده بینای دل ما ۶

بال و پر سیر دگران گر بود از چشم
در بستن چشم است تماشای دل ما ۷

گر مطلب ارباب هوس، وصل تمناست
در ترک تمناست تمنای دل ما ۸

صد میکده گر خون جگر صرف نماید
بیرون نزند رنگ ز مینای دل ما ۹

تا چشم کند کار، سیه خانه لیلی است
از داغ تو در دامن صحرای دل ما ۱۰

از کاوش مژگان بلندت نتوان یافت
یک گوهر ناسفته به دریای دل ما ۱۱

در سنگ اثر جوش بهاران ننماید
از می نرود خشکی سودای دل ما ۱۲

از داغ بود چون ورق لاله درین باغ
شیرازه جمیت اجزای دل ما ۱۳

مرده است ز بی همنفسی در بر ما دل
کو همنفسی تا کند احیای دل ما؟ ۱۴

صائب نتوان یافت به جز داغ جگرسوز
شمعی که شود انجمن آرای دل ما ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۰ - درمانده این جسم نزارست دل ما
گوهر بعدی:غزل ۸۲۲ - از خون جگر رنگ پذیرد سخن ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.