هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از صائب تبریزی، بیانگر تأثیرات عمیق عشق و جذبه‌های آن بر روح و روان انسان است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند چشم مست، زلف سیاه، باد بهار و گلزار، حالات مختلف عشق و تأثیرات آن را توصیف می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به مفاهیمی مانند بیداری، غفلت، درد و درمان دارد که نشان‌دهنده جنبه‌های عرفانی شعر است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات مورد استفاده نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد تا به خوبی درک شوند.

غزل ۸۳۰ - چشم همیشه مستت خمار کرد ما را

چشم همیشه مستت خمار کرد ما را
زلف سبک عنانت سیار کرد ما را ۱

در خواب عقل بودیم در زیر سایه گل
باد بهار عشقت بیدار کرد ما را ۲

داروی دردمندی از ما مسیح می برد
بیمارداری دل بیمار کرد ما را ۳

گل کرد راز پنهان در داغ غوطه خوردیم
این خارخار آخر گلزار کرد ما را ۴

توفیق چون درآید عصیان دلیل راه است
رطل گران غفلت هشیار کرد ما را ۵

چون گل ز ساده لوحی در خواب ناز بودیم
اشک وداع شبنم بیدار کرد ما را ۶

روزی چنان که باید آماده است صائب
اندیشه فزونی سیار کرد ما را ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۲۹ - از سوز عشق چون شمع راحت کجاست ما را؟
گوهر بعدی:غزل ۸۳۱ - بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.