هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به مفاهیمی مانند راستی، قناعت، امید، رحمت الهی و زندگی زمینی میپردازد. شاعر از نبود خجالت در راستی سخن میگوید، به قناعت به عنوان گنجی ارزشمند اشاره میکند و از امید به رحمت خداوند صحبت مینماید. همچنین، او به دشواریهای زندگی و تلاش برای رفع دردها اشاره دارد و در نهایت، به قدرت فکر و اندیشه میپردازد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد.
غزل ۸۳۹ - ز راستی نبود خجلتی گشاده جبین را
ز راستی نبود خجلتی گشاده جبین را
که نقش راست نسازد سیاه روی نگین را ۱
به پیچ و تاب کمر نیست رحم کوه سرین را
چه غم ز لاغری رشته است در ثمین را؟ ۲
چه حاجت است به گلگشت باغ، گوشه نشین را؟
که تنگنای رحم باغ دلگشاست جنین را ۳
ز خانه پدری کی شوند مانع فرزند؟
ز ما دریغ ندارد خدا بهشت برین را ۴
ازان کنم دم مردن نگاه خیره به رویش
که نیست خجلتی از پی نگاه بازپسین را ۵
بغل به شاهسواری گشوده است امیدم
که کرده است تهی صد هزار خانه زین را ۶
رسید هر که درین خاکدان به گنج قناعت
چو مور، زیر زمین برد عیش روی زمین را ۷
خراش درد ز دل می توان به چاره زدودن
اگر به دست توان محو کرد نقش نگین را ۸
تلاش صدر برون کرد ز دل که گرد خجالت
چو آستانه دهد خاکمال، صدر نشین را ۹
غبار خط نگرفته است روی سیمبران را
چنان که فکر تو صائب گرفته روی زمین را ۱۰
که نقش راست نسازد سیاه روی نگین را ۱
به پیچ و تاب کمر نیست رحم کوه سرین را
چه غم ز لاغری رشته است در ثمین را؟ ۲
چه حاجت است به گلگشت باغ، گوشه نشین را؟
که تنگنای رحم باغ دلگشاست جنین را ۳
ز خانه پدری کی شوند مانع فرزند؟
ز ما دریغ ندارد خدا بهشت برین را ۴
ازان کنم دم مردن نگاه خیره به رویش
که نیست خجلتی از پی نگاه بازپسین را ۵
بغل به شاهسواری گشوده است امیدم
که کرده است تهی صد هزار خانه زین را ۶
رسید هر که درین خاکدان به گنج قناعت
چو مور، زیر زمین برد عیش روی زمین را ۷
خراش درد ز دل می توان به چاره زدودن
اگر به دست توان محو کرد نقش نگین را ۸
تلاش صدر برون کرد ز دل که گرد خجالت
چو آستانه دهد خاکمال، صدر نشین را ۹
غبار خط نگرفته است روی سیمبران را
چنان که فکر تو صائب گرفته روی زمین را ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۸ - ز موج خویش بود تازیانه ریگ روان را
گوهر بعدی:غزل ۸۴۰ - ز جوش عشق شود با قوام، شیره جانها
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.