هوش مصنوعی:
این شعر به ستایش خورشید و ویژگیهای آن مانند روشنایی، گرمی و بخشندگی میپردازد و آن را به عنوان نماد عشق، بخشش و جاودانگی توصیف میکند. همچنین، از خورشید به عنوان الگویی برای انسانها یاد میکند که باید مانند آن بخشنده، روشنگر و قانع باشند.
رده سنی:
14+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد، اما نوجوانان و بزرگسالان میتوانند از زیباییهای ادبی و پیامهای آن بهرهمند شوند.
غزل ۸۷۷ - اوست روشندل که با چندین زبان چون آفتاب
اوست روشندل که با چندین زبان چون آفتاب
باشدش مهر خموشی بر دهان چون آفتاب ۱
می تواند شهپر توفیق شد ذرات را
هر که گردد در طلب آتش عنان چون آفتاب ۲
خوبی پا در رکاب مه ندارد اعتبار
ای خوش آن حسنی که باشد جاودان چون آفتاب ۳
خاک را زر، سنگ را یاقوت رخشان می کند
هر که قانع شد به یک قرص از جهان چون آفتاب ۴
گنج های بیکران غیب در فرمان اوست
هر که را دادند دست زرفشان چون آفتاب ۵
تا دل گرم که گردد مشرق اقبال او
نور داغ عشق نبود رایگان چون آفتاب ۶
از فروغ خود خجل چون شمع در مهتاب باش
گر به نور خود کنی روشن جهان چون آفتاب ۷
هر که را صائب دل گرمی کرامت کرده اند
بر همه ذرات باشد مهربان چون آفتاب ۸
باشدش مهر خموشی بر دهان چون آفتاب ۱
می تواند شهپر توفیق شد ذرات را
هر که گردد در طلب آتش عنان چون آفتاب ۲
خوبی پا در رکاب مه ندارد اعتبار
ای خوش آن حسنی که باشد جاودان چون آفتاب ۳
خاک را زر، سنگ را یاقوت رخشان می کند
هر که قانع شد به یک قرص از جهان چون آفتاب ۴
گنج های بیکران غیب در فرمان اوست
هر که را دادند دست زرفشان چون آفتاب ۵
تا دل گرم که گردد مشرق اقبال او
نور داغ عشق نبود رایگان چون آفتاب ۶
از فروغ خود خجل چون شمع در مهتاب باش
گر به نور خود کنی روشن جهان چون آفتاب ۷
هر که را صائب دل گرمی کرامت کرده اند
بر همه ذرات باشد مهربان چون آفتاب ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۶ - از شفق هر چند شوید چهره در خون آفتاب
گوهر بعدی:غزل ۸۷۸ - از شفق هر صبح سازد چهره خونین آفتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.