هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج ناشی از دوری و جدایی است. شاعر با تصاویر دردناک مانند سوزن در چشم، خار در سینه، و قیامت در چشمانش، احساسات عمیق خود را از هجران و عشق ناکام توصیف می‌کند. او از تبسم‌های پنهانی و جراحت‌های ناپیدا یاد می‌کند و از پیوند زندگی‌اش با معشوق سخن می‌گوید که گویی رشته‌های جانش به آن گره خورده است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تصاویر شاعرانه ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد.

غزل ۸۸۸ - بیا کز دوریت مژگان به چشمم سوزن است امشب

بیا کز دوریت مژگان به چشمم سوزن است امشب
نفس در سینه ام چون خار در پیراهن است امشب ۱

ز جوش اشک می لرزد چو اهل حشر مژگانم
قیامت در مصیبت خانه چشم من است امشب ۲

سر پیوند دارد با گسستن رشته جانم
جهان بر دیده من همچو چشم سوزن است امشب ۳

همان چشمی که با خورشید می زد لاف همچشمی
تهی از نور بینش همچو چشم روزن است امشب ۴

شب دوشین، تبسم های پنهانی که می کردی
نمک پاش جراحت های پنهان من است امشب ۵

عجب دارم که پیوند حیاتم نگسلد از هم
که پیچ و تاب زلفش در رگ جان من است امشب ۶

چه سازم در سلامت خانه تجرید نگریزم؟
مرا یک دانه و برق بلا صد خرمن است امشب ۷

همان دستی که صائب دوش با او داشت در گردن
ز هجران با غم روی زمین در گردن است امشب ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۸۷ - مگر از خانه بیرون آمد آن گل بی حجاب امشب؟
گوهر بعدی:غزل ۸۸۹ - خانه از خویش تهی کن که ز نظاره آب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.