هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند خوداتکایی، عشق، رضایت از خود، و دوری از تظاهر میپردازد. شاعر تأکید میکند که هر فردی باید به داشتههای خود بسنده کند و از تقلید و وابستگی به دیگران بپرهیزد. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند امید، آزادی، و مقاومت در برابر مشکلات دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات انتقادی و اجتماعی ممکن است نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از زندگی داشته باشد.
غزل ۹۶۷ - رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست
رزق ما روشندلان چون مه ز پهلوی خودست
گر نمی در ساغر ما هست از جوی خودست ۱
دیده امیدش از خواب پریشان ایمن است
هر که را بالین آسایش ز زانوی خودست ۲
عاشق از بار لباس عاریت آسوده است
بید مجنون را کلاه و جامه از موی خودست ۳
بوی پیراهن نمی گیرند اهل دل به مفت
غنچه این بوستان دلداده بوی خودست ۴
در دیار خودپسندان نور بینش توتیاست
دیو این خاک سیه دل واله روی خودست ۵
در خیابان رعونت نیست رسم امتیاز
هر نهالی عاشق بالای دلجوی خودست ۶
هیچ فردی در پی اصلاح خوی خویش نیست
هر که را دیدیم در آرایش روی خودست ۷
تنگ خلقی هر که را انداخت در دام بلا
متصل در زیر تیغ از چین ابروی خودست ۸
بی زبانی می گشاید بندهای سخت را
در قفس طوطی ز منقار سخنگوی خودست ۹
تا نسیم نوبهار عشق در مشاطگی است
شبنم این بوستان محو گل روی خودست ۱۰
خصم اگر چون بیستون بندد به خون ما کمر
پشت ما بر کوه از اقبال بازوی خودست ۱۱
نیست صائب چشم ما بر ریزش ابر بهار
آبخورد سبزه ما از لب جوی خودست ۱۲
گر نمی در ساغر ما هست از جوی خودست ۱
دیده امیدش از خواب پریشان ایمن است
هر که را بالین آسایش ز زانوی خودست ۲
عاشق از بار لباس عاریت آسوده است
بید مجنون را کلاه و جامه از موی خودست ۳
بوی پیراهن نمی گیرند اهل دل به مفت
غنچه این بوستان دلداده بوی خودست ۴
در دیار خودپسندان نور بینش توتیاست
دیو این خاک سیه دل واله روی خودست ۵
در خیابان رعونت نیست رسم امتیاز
هر نهالی عاشق بالای دلجوی خودست ۶
هیچ فردی در پی اصلاح خوی خویش نیست
هر که را دیدیم در آرایش روی خودست ۷
تنگ خلقی هر که را انداخت در دام بلا
متصل در زیر تیغ از چین ابروی خودست ۸
بی زبانی می گشاید بندهای سخت را
در قفس طوطی ز منقار سخنگوی خودست ۹
تا نسیم نوبهار عشق در مشاطگی است
شبنم این بوستان محو گل روی خودست ۱۰
خصم اگر چون بیستون بندد به خون ما کمر
پشت ما بر کوه از اقبال بازوی خودست ۱۱
نیست صائب چشم ما بر ریزش ابر بهار
آبخورد سبزه ما از لب جوی خودست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۶۶ - دوربین خونین جگر از نظم احوال خودست
گوهر بعدی:غزل ۹۶۸ - حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.