هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی بیانگر درد و رنج شاعر از ناملایمات زندگی و ناامیدی‌های اوست. شاعر از بی‌عدالتی‌های روزگار، تنهایی و حسرت‌هایش می‌گوید و از طبیعت و عناصر آن برای بیان احساسات خود استفاده می‌کند. او همچنین به مفاهیمی مانند عشق، رنج و امید اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، بیان احساسات غمگین و ناامیدی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۹۷۲ - دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست

دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست
شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست ۱

نیست غافل گلشن از احوال بیرون ماندگان
رخنه دیوار بهر مرغ بی بال و پرست ۲

من که دارم تکیه بر شمشیر چون سازم، که چرخ
غوطه در خون می دهد آن را که از گل بسترست ۳

بس که رم خورده است از معموره عالم دلم
دیده روزن به چشم من دهان اژدرست ۴

می خورم چون موج حسرت غوطه در بحر سراب
آب حیوان از تغافل های خشک من ترست ۵

ما که از دل خارخار جاه بیرون کرده ایم
بوته خاری به فرق ما به از صد افسرست ۶

سبزه زنگار چار انگشت بر آیینه ام
بهتر از کوه گران منت روشنگرست ۷

کرده ام قطع نظر از گرم و سرد روزگار
بی نیاز آیینه ام از صیقل و خاکسترست ۸

آفتاب هر کسی از مشرقی آید برون
می پرستان را دهان شیشه می خاورست ۹

چون نگردد هر سر مو مشرق آهی مرا؟
شعله جواله خونین دل مرا در مجمرست ۱۰

چون لباس ارغوان رنگش نباشد داغ داغ؟
لاله را در پیرهن از رشک رویت اخگرست ۱۱

می چکد شهد حلاوت صائب از گفتار تو
طوطی کلک ترا منقار گویا شکرست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۷۱ - در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست
گوهر بعدی:غزل ۹۷۳ - عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.