هوش مصنوعی:
این متن بیانگر رضایت از وضعیت موجود، حتی اگر ویرانهای باشد، و تأکید بر استقلال و بینیازی از دیگران است. شاعر از بیسرانجامی و بیقراری زندگی خود سخن میگوید، اما در عین حال، این شرایط را برای خود کافی میداند. او به استعارههایی مانند ویرانه، بتشکن، و گنج اشاره میکند تا مفاهیم عمیقتری را انتقال دهد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۹۹۷ - خاکساری پشتبان ویرانه ما را بس است
خاکساری پشتبان ویرانه ما را بس است
بی سرانجامی نگهبان خانه ما را بس است ۱
لشکر بیگانه ای این ملک را در کار نیست
آمد و رفت نفس ویرانه ما را بس است ۲
ابر اگر چون برق، خشک از مزرع ما بگذرد
آبروی خود چو گوهر دانه ما را بس است ۳
نقش در سیماب نتواند گرفتن خویش را
بی قراری بت شکن بتخانه ما را بس است ۴
گنج در ویرانه صائب جمع سازد خویش را
از دو عالم گوشه ای ویرانه ما را بس است ۵
بی سرانجامی نگهبان خانه ما را بس است ۱
لشکر بیگانه ای این ملک را در کار نیست
آمد و رفت نفس ویرانه ما را بس است ۲
ابر اگر چون برق، خشک از مزرع ما بگذرد
آبروی خود چو گوهر دانه ما را بس است ۳
نقش در سیماب نتواند گرفتن خویش را
بی قراری بت شکن بتخانه ما را بس است ۴
گنج در ویرانه صائب جمع سازد خویش را
از دو عالم گوشه ای ویرانه ما را بس است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۹۶ - نوخطی از تازه رویان جهان ما را بس است
گوهر بعدی:غزل ۹۹۸ - تلخی عالم شراب خوشگوار ما بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.