هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی، با استفاده از تصاویر و استعارات پیچیده، به بیان احساسات شاعر درباره عشق، درد، حیرت و تقدیر می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند خواب پریشان، آب حیوان، حیرت آیینه، درد و شادی، و سعادت سخن می‌گوید و با ترکیب‌های زیبا و عمیق، حالات درونی خود را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعارات پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و حیرت نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارند تا به خوبی درک شوند.

غزل ۱۱۱۵ - چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته است

چشم ما پوشیده از خواب پریشان گشته است
از هجوم سنبل این سرچشمه پنهان گشته است ۱

تا چه باشد نوشخند آن عقیق آبدار
کز جواب خشک بر من آب حیوان گشته است ۲

گر گشایندش رگ جوهر، نگردد با خبر
بس که بر رخسار او آیینه حیران گشته است ۳

از نشاط دردمندی، درمندان ترا
استخوان چون بسته زیر پوست خندان گشته است ۴

گر چه باشد لیلة القدر آن خط مشکین مرا
صبح رخسار ترا شام غریبان گشته است ۵

گر زند با چشم شوخش لاف همچشمی غزال
می توان بخشید، مسکین در بیابان گشته است! ۶

در مذاقش خون دل خوردن گوارا می شود
بر سر خوان فلک هر کس که مهسان گشته است ۷

گوشه دلتنگیی دارم که چشم تنگ مور
پیش چشمم عرصه ملک سلیمان گشته است ۸

گوی زرین سعادت در خم چوگان اوست
قامت هر کس ز بار درد چوگان گشته است ۹

نوخط ما گر ندارد رحم در دل، دور نیست
چند روزی شد که این کافر مسلمان گشته است ۱۰

نیست صائب پاکدامانی به جز آب روان
شبنم من بارها بر این گلستان گشته است ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۱۴ - هر که از تن پروری در کار کاهل گشته است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱۶ - عالمی را از عمارت پای در گل رفته است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.