هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و فلسفی است که به موضوعاتی مانند عشق، دوری از دنیا، عزلت، طلب حقیقت و نقد دنیاپرستی میپردازد. شاعر از دلسردی از اجتماع، ارزش عشق و حقیقت، و بیاعتباری دنیا سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل، به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در فهم برخی از استعارهها و مفاهیم انتزاعی دچار مشکل شوند.
غزل ۱۱۶۶ - در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است ۱
گوشه عزلت ز صحبت ها مرا دلسرد کرد
خاک ساحل توتیای چشم طوفان دیده است ۲
دل که چون سی پاره از کثرت پریشان گشته بود
جمع گردیده است تا صحبت ز هم پاشیده است ۳
آرزو را در دل هر کس که برق عشق سوخت
فارغ از نشو و نما چون موی آتش دیده است ۴
حسن مغرور تو بی پرواست، ورنه آفتاب
در دل هر ذره از کوچکدلی گنجیده است ۵
زان ز عرض حال خاموشم که خوی تند او
روی آتش را مکرر بر زمین مالیده است ۶
کرد هر کس را که چشم عاقبت بین تربیت
در ترازوی قیامت خویش را سنجیده است ۷
از زر و سیم است صائب برگ عیش ممسکان
سکه خندان است تا بر سیم و زر چسبیده است ۸
بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است ۱
گوشه عزلت ز صحبت ها مرا دلسرد کرد
خاک ساحل توتیای چشم طوفان دیده است ۲
دل که چون سی پاره از کثرت پریشان گشته بود
جمع گردیده است تا صحبت ز هم پاشیده است ۳
آرزو را در دل هر کس که برق عشق سوخت
فارغ از نشو و نما چون موی آتش دیده است ۴
حسن مغرور تو بی پرواست، ورنه آفتاب
در دل هر ذره از کوچکدلی گنجیده است ۵
زان ز عرض حال خاموشم که خوی تند او
روی آتش را مکرر بر زمین مالیده است ۶
کرد هر کس را که چشم عاقبت بین تربیت
در ترازوی قیامت خویش را سنجیده است ۷
از زر و سیم است صائب برگ عیش ممسکان
سکه خندان است تا بر سیم و زر چسبیده است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۶۵ - مهربانی از میان خلق دامن چیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۶۷ - آن که بزم می پرستان را پریشان چیده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.