هوش مصنوعی: این شعر از صائب تبریزی به موضوعاتی مانند بی‌اعتباری دنیا، دردهای عاشقان، دوری از حرص و طمع، و آرامش در بی‌آرزویی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند «گلزار»، «زندان تن»، و «قارون»، هشدار می‌دهد که دلبستگی به مادیات و حرص، انسان را به رنج می‌اندازد و آرامش واقعی در بی‌تعلقی و قناعت نهفته است.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهٔ زندگی دارد که معمولاً نوجوانان و بزرگسالان بهتر می‌توانند با آن ارتباط برقرار کنند. همچنین، برخی از اشارات تاریخی و نمادین (مانند قارون) ممکن است برای کودکان کم‌سن‌وسال نامفهوم باشد.

غزل ۱۱۷۶ - رفتن گلزار کار مردم بیکاره است

رفتن گلزار کار مردم بیکاره است
برگ عیش دردمندان از دل صد پاره است ۱

با دل روشن ز اسباب تنعم فارغم
بستر و بالین من چون لعل، سنگ خاره است ۲

از دل عاشق مجو آرام در زندان تن
این شرر در سنگ از بی طاقتی آواره است ۳

ناز و نعمت حرص را بال و پر خواهش شود
چهره سیراب، افزون تشنه نظاره است ۴

می دواند آدمی را حرص بر گرد جهان
ورنه گندم سینه چاک از بهر روزی خواره است ۵

از دل بی آرزو کوه گران لنگر شدیم
خواب طفلان باعث آسایش گهواره است ۶

حرص هر کس را که صائب نعل در آتش گذاشت
همچو قارون گر بود زیر زمین، آواره است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۷۵ - رتبه آزادگی در بندگی پوشیده است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷۷ - بحث با جاهل نه کارم مردم فرزانه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.