هوش مصنوعی:
این شعر به مفاهیمی مانند گذرایی عمر، وحدت در هستی، و بیوفایی دنیا میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند شمع، گل، و کعبه، به بیان این اندیشهها میپردازد که در نهایت همه چیز زودگذر است و وحدت حقیقی در هستی وجود دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۱۱۹۶ - عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی است
عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی است
عهد گل در زود رفتن با وفای او یکی است ۱
گر چه در هر گوشه صد قربانی لب تشنه هست
آن که زمزم سرزند از زیر پای او یکی است ۲
هر که را بر دست نقاش است چشم دوربین
رتبه بال و پر طاوس و پای او یکی است ۳
مرکز بر گرد سر گردیدن عالم شده است
کعبه قانع که در سالی قبای او یکی است ۴
در حلاوتخانه وحدت دویی را بار نیست
قند شیرین کار و زهر جانگزای او یکی است ۵
هر که چون صائب کند قطع طمع از روزگار
در مذاقش لطف گردون و جفای او یکی است ۶
عهد گل در زود رفتن با وفای او یکی است ۱
گر چه در هر گوشه صد قربانی لب تشنه هست
آن که زمزم سرزند از زیر پای او یکی است ۲
هر که را بر دست نقاش است چشم دوربین
رتبه بال و پر طاوس و پای او یکی است ۳
مرکز بر گرد سر گردیدن عالم شده است
کعبه قانع که در سالی قبای او یکی است ۴
در حلاوتخانه وحدت دویی را بار نیست
قند شیرین کار و زهر جانگزای او یکی است ۵
هر که چون صائب کند قطع طمع از روزگار
در مذاقش لطف گردون و جفای او یکی است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۵ - در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹۷ - دوستی با کورفهمان حجت نادیدگی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.