هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از صائب تبریزی به وحدت وجود و یگانگی در عالم هستی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر نمادین مانند شراب و خون، بلبل و گل، سرو و قمری، و لیلی و مجنون، بر این مفهوم تأکید می‌کند که همه چیز در نهایت یکی است. او همچنین به موضوع عشق، مستی، و حقیقت وجودی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که تفاوت‌های ظاهری در نزد عارفان معنایی ندارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات نمادین مانند شراب و مستی نیاز به درک ادبی و فرهنگی دارد.

غزل ۱۱۹۵ - در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است

در بهارستان یکرنگی شراب و خون یکی است
بلبل و گل، سرو و قمری، لیلی و مجنون یکی است ۱

پرده بینایی ما نیست تغییر لباس
گردباد و محمل لیلی درین هامون یکی است ۲

نیست میزان تفاوت در میان عارفان
اعتبار عنبر و کف در دل جیحون یکی است ۳

طوطی هشیار از آیینه بیند پشت و روی
کعبه و بتخانه پیش دیده مجنون یکی است ۴

جوش مستی هر حبابی را فلاطون کرده است
ورنه در خمخانه افلاک، افلاطون یکی است ۵

ترجمان ما حجاب آلودگان بلبل بس است
نامه آشفتگان عشق را مضمون یکی است ۶

شرم عشقم فارغ از شرم رقیبان کرده است
صد حجابم بود در پیش نظر، اکنون یکی است ۷

جوش حسن گلرخان چون گل دو روزی بیش نیست
در بهارستان عالم حسن روزافزون یکی است ۸

پیش ما خونابه نوشان صائب از جوش ملال
نیش و نوش و زهر و تریاق و شراب و خون یکی است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۹۴ - روی کار دیگران و پشت کار من یکی است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹۶ - عمر شمع صبح و لطف بی بقای او یکی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.