هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غنایی است که با استفاده از تصاویر و استعاره‌های زیبا، احساسات شاعر را نسبت به معشوق بیان می‌کند. در آن از عناصری مانند زلف، ابرو، و باده برای توصیف عشق و دل‌بستگی استفاده شده است. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند رشک، تسخیر، و بلندهمتی نیز سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژه‌ها و مفاهیم مانند 'باده' و 'خمار' نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

غزل ۱۲۰۶ - بی محابا در میان نازکش انداخت دست

بی محابا در میان نازکش انداخت دست
ناخن شاهین ز رشک بهله ای در دل شکست ۱

قبله گاه من، کلاه سرگرانی کج منه
طاق ابروی تو می ترسم نهد رو در شکست ۲

سرگرانیهاش با افتادگان امروز نیست
نقش ما با زلف او از روز اول کج نشست ۳

لشکر خط شهربند حسن را تسخیر کرد
زلف او افتاده است اکنون به فکر کوچه بست ۴

غنچه خواهد شد گل خمیازه ام از فیض می
می کشد بر دوش من آخر سبوی باده دست ۵

گوشه ابروی استغنا چه می سازی بلند؟
می توان از گردش چشمی خمارم را شکست ۶

دست آلایش کشیدم صائب از کام جهان
همت من بس بلند افتاده و این شاخ پست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۰۵ - مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰۷ - دل به نور شمع نتوان در گذار باد بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.