هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر به ستایش و توصیف معشوق یا موجودی الهی می‌پردازد. معشوق به عنوان سلطان جمال و کمالات، امین خلق، خیال‌انگیز، و منبع نور و حیات توصیف می‌شود. شاعر بیان می‌کند که معشوق باعث خنده جهان و ناله روان‌ها می‌شود، اما خود از این احساسات دور است. همچنین، معشوق به عنوان حامی و پشتیبان بی‌دست و پاها و بی‌پر و بال‌ها توصیف می‌شود.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عرفانی و غنایی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و فلسفی موجود در متن ممکن است برای سنین پایین‌تر قابل درک نباشد.

غزل ۲۷۱۸ - بیا، ای آن که سلطان جمالی

بیا، ای آن کِه سُلطانِ جَمالی
کَمالاتِ کَمالان را کَمالی ۱

خیالی را اَمینِ خَلْق کردی
چُنان که وَهْمَشان شُد که خیالی ۲

خیالَت شِحْنهٔ شهرِ فِراق است
تو زان پاکی، تو سُلطانِ وصالی ۳

تو خورشیدیّ و جان‌ها سایهٔ تو
نه چون خورشیدِ گَردونْ در زَوالی ۴

بِخَندانی جهان را، تو نَخَندی
بِنالانی رَوان را، تو نَنالی ۵

تو دست و پایِ هر‌ بی‌دست و پایی
تو پَرّ و بالِ هر‌ بی‌پَرّ و بالی ۶

هزاران مُشفِقِ غَم خوار سازی
وَلیک از ناز گویی لااُبالی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۷۱۷ - تو جانا‌ بی‌وصالش در چه کاری
گوهر بعدی:غزل ۲۷۱۹ - مگر تو یوسفان را دلستانی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.