هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، درد، تنهایی، و ارزشهای انسانی میپردازد. شاعر از درد عشق، اهمیت تنهایی، و ارزش افتادگی و خاکساری سخن میگوید. همچنین، اشارهای به رنجهای روحی و نیاز به همدردی دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، همراه با اشارات به درد و رنج روحی، ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. این متن برای کسانی مناسب است که تجربههای زندگی بیشتری دارند.
غزل ۱۲۳۸ - جان عاشق قدر داغ و درد می داند که چیست
جان عاشق قدر داغ و درد می داند که چیست
سکه کامل عیاران مرد می داند که چیست ۱
پایکوبان رفت ازین صحرای وحشت گردباد
قدر تنهایی بیابانگرد می داند که چیست ۲
چهره زرین گشاید آب رحم از دیده ها
مهر تابان قدر رنگ زرد می داند که چیست ۳
خط ز راه خاکساری حسن را تسخیر کرد
رتبه افتادگی را گرد می داند که چیست ۴
نه ز بیدردی است گر عاشق نداند قدر درد
هر که شد بی درد، قدر درد می داند که چیست ۵
درد جانکاه مرا دور از حضور دوستان
هر که گردیده است بی همدرد می داند که چیست ۶
صائب از دل زنگ ظلمت را زدودن سهل نیست
صبح صادق قدر آه سرد می داند که چیست ۷
سکه کامل عیاران مرد می داند که چیست ۱
پایکوبان رفت ازین صحرای وحشت گردباد
قدر تنهایی بیابانگرد می داند که چیست ۲
چهره زرین گشاید آب رحم از دیده ها
مهر تابان قدر رنگ زرد می داند که چیست ۳
خط ز راه خاکساری حسن را تسخیر کرد
رتبه افتادگی را گرد می داند که چیست ۴
نه ز بیدردی است گر عاشق نداند قدر درد
هر که شد بی درد، قدر درد می داند که چیست ۵
درد جانکاه مرا دور از حضور دوستان
هر که گردیده است بی همدرد می داند که چیست ۶
صائب از دل زنگ ظلمت را زدودن سهل نیست
صبح صادق قدر آه سرد می داند که چیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۳۷ - بادپیمایی مسلسل همچو آب از بهر چیست؟
گوهر بعدی:غزل ۱۲۳۹ - شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.