خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، شرم، ناتوانی در بیان احساسات، پیری زودرس، شهادت، و بیقراری میپردازد. شاعر از استعارههای زیبایی مانند «دیدههای شرمگین»، «زخم عاشق»، و «عندلیب مست» استفاده کرده است تا احساسات پیچیده را به تصویر بکشد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۲۴۱ - دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
دست خواب آلود، گل چیدن نمی داند که چیست ۱
اهل غیرت را نمی باشد زبان عرض حال
نبض این بیمار، جنبیدن نمی داند که چیست ۲
هر که از می توبه در آغاز عمر خود نکرد
در جوانی پیر گردیدن نمی داند که چیست ۳
آشکارا سینه بر تیغ شهادت می زند
زخم عاشق آب دزدیدن نمی داند که چیست ۴
خامه نقاش اگر گردد نسیم دلگشا
غنچه تصویر، خندیدن نمی داند که چیست ۵
دست گستاخی نباشد عشق را در آستین
عندلیب مست، گل چیدن نمی داند که چیست ۶
اختیار خود به دست بی قراری داده است
سیل راه بحر پرسیدن نمی داند که چیست ۷
بس که شد افسردگی از سردی ایام عام
موی آتش دیده، پیچیدن نمی داند که چیست ۸
می کند بی پرده هر عیبی که دارد در لباس
هر که چشم از عیب پوشیدن نمی داند که چیست ۹
خواب حیرت را نگردد پرده غفلت حجاب
چشم خود آیینه پوشیدن نمی داند که چیست ۱۰
در گذر زین عالم پر شور و شر صائب که تخم
در زمین شور بالیدن نمی داند که چیست ۱۱
دست خواب آلود، گل چیدن نمی داند که چیست ۱
اهل غیرت را نمی باشد زبان عرض حال
نبض این بیمار، جنبیدن نمی داند که چیست ۲
هر که از می توبه در آغاز عمر خود نکرد
در جوانی پیر گردیدن نمی داند که چیست ۳
آشکارا سینه بر تیغ شهادت می زند
زخم عاشق آب دزدیدن نمی داند که چیست ۴
خامه نقاش اگر گردد نسیم دلگشا
غنچه تصویر، خندیدن نمی داند که چیست ۵
دست گستاخی نباشد عشق را در آستین
عندلیب مست، گل چیدن نمی داند که چیست ۶
اختیار خود به دست بی قراری داده است
سیل راه بحر پرسیدن نمی داند که چیست ۷
بس که شد افسردگی از سردی ایام عام
موی آتش دیده، پیچیدن نمی داند که چیست ۸
می کند بی پرده هر عیبی که دارد در لباس
هر که چشم از عیب پوشیدن نمی داند که چیست ۹
خواب حیرت را نگردد پرده غفلت حجاب
چشم خود آیینه پوشیدن نمی داند که چیست ۱۰
در گذر زین عالم پر شور و شر صائب که تخم
در زمین شور بالیدن نمی داند که چیست ۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴۰ - حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۲ - حسن قدر دیده تر را چه می داند که چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.