هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی مانند عشق، شهادت، زندگی و مرگ، و ناآگاهی از رنج‌های عشق و زندگی می‌پردازد. شاعر از ناآگاهی غنچه از دلخوردن، ناتوانی شیرخوار از درک آداب زندگی، و بی‌خبری آتش از سوختن سخن می‌گوید. همچنین، به مفهوم شهادت و جاودانگی اشاره می‌کند که کشته‌شدن در راه حق، نوعی زندگی جاویدان است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی درباره عشق، مرگ و زندگی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند شهادت و سوختن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۲۴۰ - حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است

حسن بی پروا ز شور عندلیبان فارغ است
غنچه این باغ، دل خوردن نمی داند که چیست ۱

ریخت خون کوهکن را تیشه از دهشت به خاک
شیرخوار آداب می خوردن نمی داند که چیست ۲

ناقصان آسوده اند از غم که ماه ناتمام
تا نگردد بدر، دل خوردن نمی داند که چیست ۳

این جواب آن که می گوید نظیری در غزل
هر که دل را باخت دل بردن نمی داند که چیست ۴

داغ عمر رفته افسردن نمی داند که چیست
آتش این کاروان مردن نمی داند که چیست ۵

شعله را اشک کباب از سوختن مانع نشد
آتش سوزان نمک خوردن نمی داند که چیست ۶

خار نتواند گرفتن دامن ریگ روان
رهنورد شوق، افسردن نمی داند که چیست ۷

اهل صورت از خزان بی دماغی فارغند
غنچه تصویر، پژمردن نمی داند که چیست ۸

گشت ذوق وعده سد راه جست و جو مرا
دست و پا گم کرده، پی بردن نمی داند که چیست ۹

کشته تیغ شهادت در دو عالم زنده است
محو آب زندگی، مردن نمی داند که چیست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۳۹ - شوق چون ریگ روان منزل نمی داند که چیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴۱ - دیده های شرمگین، دیدن نمی داند که چیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.