خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق نافرجام و رنجهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر از دلشکستگی، جنون عشق، و نازکی دل در برابر بیرحمی معشوق مینالد. همچنین، به اسارت عاشق در دام عشق و تنگنظری دنیا اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۲۹۷ - روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
روزی دل جز شکست از یار شوخ و شنگ نیست
قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست ۱
تا نفس چون گردبادم هست، جولان می زنم
دشت پیمای جنون، پا بسته فرسنگ نیست ۲
چند حرف سخت در کار دل نازک کنی؟
آخر ای بی رحم، جان شیشه ای از سنگ نیست ۳
خارخار آشیان را گر ز دل بیرون کنند
چاردیوار قفس بر عندلیبان تنگ نیست ۴
صائب ار ذوق تماشا گرد دل می گرددت
هیچ دامی همچو دام طره شبرنگ نیست ۵
قسمت دیوانه از طفلان به غیر از سنگ نیست ۱
تا نفس چون گردبادم هست، جولان می زنم
دشت پیمای جنون، پا بسته فرسنگ نیست ۲
چند حرف سخت در کار دل نازک کنی؟
آخر ای بی رحم، جان شیشه ای از سنگ نیست ۳
خارخار آشیان را گر ز دل بیرون کنند
چاردیوار قفس بر عندلیبان تنگ نیست ۴
صائب ار ذوق تماشا گرد دل می گرددت
هیچ دامی همچو دام طره شبرنگ نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۹۶ - غافلان را احتیاج باده گلرنگ نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۹۸ - عشق را حاجت به زور بازوی اقبال نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.